.jpg)
نفیسه با شوهر و دو کودکش حوالی ساعت 11 شب دوم عید زمانی که در جادهیی خلوت به سمت خانۀشان در حرکت بودند، مردی به صورتش تیزاب میپاشد. این رویداد درست بیخ گوش وزارت داخله در نزدیکی شهرک آریا رخ داده است. نفیسه که حالا سیمای صورتش را از دست داده میگوید: «بزرگترین پرسش زندهگیام این است که چه کسی این ناروا بر من روا داشت و دلیلش چه بود؟ بر حقش چه کرده بودم؟.»
نفیسۀ 32 ساله که ده سال از عروسیاش میگذرد، میگوید که با هیچ شخصی دشمنی نداشته و به هیچ کسی هم مشکوک نیست. به گفتۀ این بانو فرد حملهکننده قدبلند و نسبتاً چاق بود. او میگوید، حین وقوع این رخداد نیروهای امنیتی در فاصلۀ چند متری حضور داشتند، اما هیچ تکانی به خود ندادند.
عبداللطیف، شوهر نفیسه نیز میگوید که دیگر در افغانستان بوده نمیتوانند، جایی که «مادران و خواهران امنیت ندارند؛ سوزانده میشوند، کشته میشوند و زندهگیشان برای دیگران اهمیتی ندارد.»
عبداللطیف میگوید که با هیچ کسی دشمنی نداشته و نمیداند که چرا چنین بلایی بر سرشان آمده است.

سمیرا، برادرزادۀ نفیسه دربارۀ ظاهر حملهکننده میگوید که مردی قدبلند با لباس کریمی و نقاب بود. سمیرا میگوید، در قسمتی از جاده که تاریکی بیشتر بود، حملهکننده از فرصت استفاده کرد و به سمت نفیسه، عمهاش حمله کرد.
محمدشریف یوسفی، دکتر بخش سوختهگی و جراحی پلاستیک شفاخانۀ استقلال میگوید که در نتیجۀ تیزاب پاشیدهشده 20 درصد صورت نفیسه سوخته است. به گفتۀ آقای یوسفی دستها و پای چپ نفیسه هم سوخته، اما آسیبی که به صورت او رسیده، بیشتر است.
فریدون عبیدی، رییس تحقیقات جنایی کابل نیز در رابطه به این رویداد میگوید که تحقیقات در این زمینه آغاز شده است.
.jpg)
به گفتۀ آقای عبیدی، این رویداد سازمانیافته نبوده و ریشهاش در خصومتهای شخصی نهفته است. او میگوید که شماری از عاملان این رویداد شناسایی شده اند و پس از تکمیل پروندهها، آنان دستگیر خواهند شد.
نفیسه دکتر بوده و از دو سال به اینسو به خاطر کارهای خانه طبابت را ترک کرده است.
فکر میکردم خواستۀ نفیسه از نیروهای امنیتی بازداشت و مجازات عاملان این رویداد است، اما پاسخ او به این پرسش اینگونه بود: «میدانم عاملان این جنایت دستگیر نمیشوند، دیگر هیچ چیزی نمیخواهم حالا که کار از کار گذشته است و من برای همیشه چهرهام را از دست دادهام، فقط میخواهم دلیل این جنایت را بدانم.»





