ممکن است مهم‌ترین دغدغۀ شهروندان در رابطه به صلح دولت با طالبان این باشد که دستاوردهای نزدیک به دو دهه چه خواهد شد؟ آیا طالبان با شامل‌شدن در بدنۀ دولت افغانستان به ارزش‌های دموکراسی باورمند خواهند بود و آیا آنان دوباره زنان را مجبور به خانه‌نشینی و یا زندانی پشت چادری نخواهند کرد؟

پرسش‌های زیادی از این دست ذهن شهروندان را پر کرده‌ است. بدون شک کسانی ‌که از امارت طالبانی به طور مستقیم متضرر شده‌ باشند و یا به نحوی از آن دل‌خور بوده ‌باشند، به هیچ عنوان دوست ندارند، چهرۀ ترسناک طالب را دوباره ببینند. اما این موردها تمام قضیۀ مخالفت با طالبان را شکل نمی‌دهد. طالبان با اندک طرف‌دار میان بنیادگراها، تا هنوز حاضر نشده‌اند با دولت افغانستان به عنوان طرف اصلی صلح وارد مذاکره شوند. از سویی آمریکا نیز وارد گفت‌وگو با طالبان با حساسیت ناچیزی با این پیش‌فرض شده‌ که فقط می‌خواهد بفهمد طالبان از آنان چه می‌خواهند. با این وجود هنوز پالیسی روشن آمریکا در مورد گفت‌وگو با طالبان و متقاعدکردن آنان به صلح با دولت افغانستان روشن نیست. هرچند آمریکا می‌گوید این گفت‌وگو برای صلح افغانستان است؛ اما طالبان تأکید دارند که آنان با آمریکا گفت‌وگو و صلح خواهند کرد.

حالا برای راضی‌کردن طالبان صرف می‌شود به موش و پشک‌بازی آمریکا امیدوار بود. آیا هزینۀ تأمین ادامۀ جنگ دیگر برای آمریکا طاقت‌فرسا شده ‌است یا هم‌چنان می‌خواهد با واردکردن طالبان در بدنۀ دولت افغانستان، بازی دیگری به راه بیندازند؟ با تمام اما و اگرهای موجود، صلح طالبان با آمریکا و یا دولت افغانستان، پایان جنگ در افغانستان نخواهد بود. ادامۀ جنگ در افغانستان بستگی به استراتیژی آمریکا نسبت به جنگ افغانستان دارد. طالب اگر سلاح به زمین بگذارد، صرف نام جنگ طالب از سرزبان‌ها کم خواهد شد. گروه‌های دیگری در تبانی کشورهای ذی‌نفع در سیاست جهانی هم‌چنان به شرارت در افغانستان ادامه خواهند داد. نزدیک‌ترین احتمال ادامۀ جنگ بعد از صلح طالبان با دولت افغانستان، قوت‌گرفتن داعش خواهد بود. این‌که در مناطقی از افغانستان گاه‌گاهی طالب و داعش با هم درگیر جنگ می‌شوند، گواه وقوع همین احتمال است. جدا از این نگرانی‌ها، طالبان با اتوریتۀ سنگین وارد گفت‌وگو با آمریکا شده‌اند. طالبان می‌خواهند بگویند که ارزش‌های طالبانی با ارزش‌های حاکم در افغانستان قابل سازش نیست. دموکراسی از نظر آنان نظام درست حکومت‌داری نیست، هرچند تا کنون از استقرار امارت اسلامی توسط طالبان سخن قابل اعتنایی گفته نشده ‌است.

روسیه، ایران و پاکستان از جمله کشورهای مخالف حضور مستقیم آمریکا در افغانستان‌اند. این کشورها به بهانه‌های مختلف و از طریقه‌های متفاوت طالبان را برای رویارویی با آمریکا تجهیز کرده‌اند. دور از امکان نخواهد بود که روسیه و ایران برای بیرون‌شدن آمریکا از افغانستان، هم حاضر به صلح طالبان باشند و هم به ادامۀ جنگ طالبان با افغانستان، به طالبان هم‌یاری داشته باشند. با این وجود صلح آمریکا با طالبان آسان نیست و آن چیزی که برای عامۀ مردم افغانستان نمایانده می‌شود، نخواهد بود. آمریکا اگر بتواند طالبان را وادار به صلح کند، باید طالبان به صراحت بگویند که حضور آمریکا در افغانستان برای موازنۀ قدرت جهانی ضروری‌ست و ما حاضریم در افغانستان با هم‌کاری آمریکا دولت قانونی بسازیم. با این وضع پای آمریکا هرچند برای مردم افغانستان هزینه داشته باشد، از افغانستان کوتاه نخواهد شد.

حضور آمریکا هرچند برای مراقبت از دموکراسی نیم‌بند در افغانستان مهم باشد، بیش‌تر از آن برای مراقبت از کشورهایی مانند روسیه، ایران و پاکستان است. اگر نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان خارج شوند، با آن‌هم باید گروهی در افغانستان باید باشد که از منفعت آمریکا در مقابل کشورهای مخالف آمریکا در افغانستان دفاع کند، خواه طالب باشد، خواه گروهی دیگری که بهانۀ حضور مستقیم و نظامی آمریکا در افغانستان را فراهم کند.    

در پهلوی قضیۀ کشورهای یادشده، ادامۀ گفت‌وگوی صلح با طالبان و با وضع و شرایط کنونی شکست اتوریتۀ دولت افغانستان است و باور طالبان مبنی بر دخالت مستقیم آمریکا در امور دولتی حتا داخلی در افغانستان را نزد جهانیان قوت می‌بخشد. حالا اگر امریکا بخواهد که هیات دولت افغانستان با طالبان مذاکره کند یا نکند، اقتدار نظام به ظاهر دموکراتیک دولت افغانستان به هیچ برابر می‌شود. در مورد این‌ که آیا طالبان حاضر به گفت‌وگوی مستقیم با دولت افغانستان خواهد شد یا نه، ضرر اصلی را دولت افغانستان می‌بیند. اعتبار بین‌المللی دولت افغانستان کاهش پیدا می‌کند و افکار عامه نسبت به مشروعیت نیم‌بند دولت بی‌باور می‌شود. از سوی دیگر، اقتدار طالبان به عنوان گروه صاحب اتوریتۀ سیاسی نزد جهانیان اعتبار پیدا می‌کند. آن وقت اگر طالبان با آمریکا صلح کنند، بدون شک خواست‌های آنان سرلوح اصول و قوانین دولت بعدی خواهد بود. آن وقت است که باید فکر این به وجود بیاید که نظام جمهوری باید باشد یا نظام امارتی طالبانی. اگر طالبان خودگذری کنند -که هرگز نمی‌کنند- و به نظام جمهوری با دخالت آمریکا آری بگویند، می‌توان اندکی خوش‌بین بود؛ اما اگر قرار اصلی آنان بر حفظ ارزش‌هایی که در طول چندین سال به خاطر آن مبارزه کرده‌اند باشند، باید فاتحۀ دستاوردهای نسبی چند سال گذشته را خواند و برای رویاروی با محدودیت‌هایی که از طرف دولت آنان قانونی خواهد شد، آماده باشیم.

هر چند شهروندان باید برای رسیدن به صلح و پایان جنگ در افغانستان صدا بلند کنند، اما نگرانی شهروندان در مورد طالبان به‌ جاست و باید نگران دستاوردهای نسبی در این چند سال باشند. امارت طالبان به حدی به پیکر آسیب‌پذیر جامعۀ افغانستان آسیب رسانده که با چند دهۀ دیگر هم‌چنان نمی‌شود درمان کرد. چوب‌زدن زنان در مجامع عمومی، دارزدن مردان در ورزشگاه‌ها، اهانت عمومی به مردم افغانستان، نمایش وجهه خشونت دینی و… از پیش‌کش‌های امارت طالبان بود که بر مردم افغانستان روا داشته شد. با این وجود نمی‌شود به این زودی‌ها به آن‌ها اعتماد کرد و برای خوش‌آمدگویی آماده شد.

نویسنده: احمدعلی حسنی

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام