نامهنگاری رهبران طالبان به ابوبکر البغدادی، نشاندهندۀ نگرانی عمیق این گروه از ظهور و حضور داعش در بخشهای زیر حاکمیت گروه طالبان در افغانستان و پاکستان است. با آن که ابوبکر البغدادی در گذشته، چند بار به ملامحمدعمر رهبر گروه طالبان حملۀ لفظی کرده بود، اما طالبان به سخنان وی واکنش مستقیم نشان ندادند. طالبان همچنان ظهور داعش در مناطق زیر سلطۀشان را انکار میکردند. با آن که تصاویر و گزارشهای موثقی در مورد ظهور داعش در مناطق زیر سلطۀ طالبان وجود داشت، اما این گروه آن را انکار میکرد. سخنگوهای طالبان، جنگ میان افراد این گروه و جنگجویان داعش را هم تا همین چند روز پیش انکار میکردند.
سکوت رسانهیی طالبان در مورد ظهور گروه داعش در مناطق زیرسلطۀشان، عدهیی را به این باور رسانیده بود که داعش در برابر طالب عددی به شمار نمیرود و به زودی فرماندهان وفادار به ملاعمر سربازگیریهای این گروه را متوقف خواهند کرد. گروه طالبان با انتشار زندهگینامۀ ملاعمر و حمله به جنگجویانی که به ابوبکر البغدادی اعلام بیعت کرده بودند، در پی آن بودند تا نفوذ داعش را در نطفه خنثا کنند، اما نامهنگاری اخیر رهبران طالبان به ابوبکر البغدادی نشان میدهد که فرماندهان طالبان در سرکوب داعش چندان موفق نبوده اند.
اگر فرماندهان طالبان میتوانستند به حضور داعش در مناطق زیر حاکمیتشان پایان دهند، هیچ نیازی نبود که رهبران این گروه به البغدادی نامه بنویسند و محبوبیت خود را در میان بنیادگرایان جهان به رخش بکشند. طالبان در نامۀشان به ابوبکر البغدادی به مشروعیت ایدیولوژیک رهبری ملاعمر اشاره کرده اند. در نامۀ طالبان آمده است که امارت ملاعمر را اسامه بن لادن و ابومصعب الزرقاوی تأیید کرده بودند. در این نامه همچنان آمده است که گروه طالبان، برای اولینبار پس از فروپاشی خلافت عثمانی، حکومتی بر اساس شریعت اسلامی برپا کردند و احکام فقهی را به اجرا درآوردند.
گروه داعش در مواد تبلیغاتیاش، زرقاوی را پایهگذار این گروه معرفی کرده و از بنلادن به عنوان الگوی خودش نام برده است. طالبان با یادآوری از موضع زرقاوی و بنلادن، در پی آن بوده اند تا تبلیغات داعش را به چالش بکشند و به پیروانشان بفهمانند که الهامدهندهگان داعش نیز با ملاعمر بیعت کرده بودند.
طالبان در ماههای اخیر تلاش میکردند، خودشان را به القاعده منسوب نکنند. حامیان منطقهیی و داخلی این گروه نیز همواره تاکید میکنند که این گروه دیگر با بنیادگرایی بینالمللی پیوندی ندارد و صرف میخواهد در صحنۀ سیاسی افغانستان حضور داشته باشد. در اعلامیههای طالبان در روزهای اخیر نیز به این نکات اشاره میشد. اما در نامۀ رهبران این گروه به ابوبکر البغدادی، ملاعمر امیر تمام مسلمانان دنیا خوانده شده و نویسندهگان نامه مشروعیت ملاعمر را به بیعت بنلادن و زرقاوی گره زده اند.

این نکته نشان میدهد که جنگها و حملاتی که بنلادن و زرقاوی انجام داده اند از نظر طالبان مشروعیت دارد و این گروه تا حال پیوند فکری و سازمانیاش را با شبکۀ القاعده حفظ کرده است. برخی از کشورهای عضو ناتو انتظار دارند که تلاشهای سیاسی برای پایان جنگ افغانستان به مذاکره میان طالبان و کابل منجر شود و رهبران طالبان در ختم این مذاکرات، القاعده را نکوهش کنند. اما از نامهنگاری رهبران طالبان به ابوبکر البغدادی بر میآید که چنین چیزی بعید به نظر میرسد.
در نامۀ طالبان به ابوبکر البغدادی همچنان آمده است که حاکمیت این گروه در افغانستان شرعی بود و همین شرعی بودن نظام سبب شد که دنیا به سرنگونی آن اقدام کند. طالبان با نوشتن این جمله خواسته اند به ابوبکر البغدادی بگویند که این ملاعمر بود که برای اولینبار امارت برپا کرد و داعش نمیتواند رهبری او را نادیده بگیرد. از این گفته بر میآید که سران گروه طالبان، امارت ساقط شدۀ ملاعمر را الگوی خودشان میدانند و تا هنوز به اصل مردمسالاری و انتخابات باورمند نشده اند.
از محتوای نامۀ طالبان به رهبر گروه داعش بر میآید که «امارت» و «خلافت» صرف بر سر «رهبری» منازعه دارند. طالبان در نامۀشان به البغدادی، روش و افکار گروه داعش را نکوهش نکرده اند. طالبان صرف از داعش خواسته اند در مناطق زیر کنترل آنان فعالیت نکند و اگر در این مناطق کاری هم میکنند، باید زیر رهبری و نظارت ملاعمر باشد.
این نکته نشان میدهد که به بردهگی گرفتن زنان، کوچ اجباری گروهی، قتل عامها و اعدامهای صحرایی که گروه داعش عامل آنها است، از نظر طالبان هیچ اشکال شرعییی ندارد. این امر خودبهخود ادعای آنانی را که بر این باور بودند که در سیاست اجتماعی و فرهنگی طالبان چرخشهای بزرگی رخ داده، ابطال میسازد.
بعید به نظر میرسد که ابوبکر البغدادی به خواست رهبران طالبان تن دهد و فعالیتهای گروه داعش را در آسیای میانه و افغانستان قطع سازد. طالبان هم شاید در آینده، دست به دامن برخی از ملاهای پاکستانی شوند و از این ملاها علیه گروه داعش فتوا بگیرند. جنگ طالب و داعش از این پس شدیدتر خواهد شد و ابعاد گستردهتری را در بر خواهد گرفت.





