مهاجرت نامنظم؛ جوانی که در 17 ساله‌گی برای همیشه معیوب شد

به مخروبه‌یی تکیه کرده است. دو چوب‌دستی هم‌قدش که با پارچۀ سفید پوشانده شده نیز مانند او به دیوار تکیه داده‌اند. کودکان قدو‌نیم‌قد که با شوخی‌های کودکانه هر چه نزدیک‌تر می‌شوند، حالت روحی قمرالدین وخیم‌تر می‌شود و هرچندلحظه یک‌بار با یکی از چوب‌دستی‌ها کودکان را از اطراف خود دور می‌راند.

لحظه‌یی این وضع جوان هفده ساله را تماشا کردم و سپس با قدم‌های لرزان به قمرالدین نزدیک شدم؛ هر چند مایل نیست با من صحبتی داشته باشد، اما به هر حال کنارش نشستم.

ظاهراً حالت روحی و وضعیت صحی‌اش از دیر زمانی به این‌سو بهبود نیافته است. من نخست سر سخن را باز کردم و از او خواستم تا از آن‌چه بر وی گذشته است، قصه کند.

قمرالدین با بی‌میلی تمام می‌گوید، باشندۀ ولسوالی پشتونکوت فاریاب است و مدتی قبل به ‌گونه نامنظم راه مهاجرت در پیش گرفت، اما بازداشتش از سوی سربازان مرزی ایران و آزارواذیتی که بر او روا داشتند، حالت روحی‌اش را صدمه زده است.

قمر‌الدین با دقت و تعللی که در سخنانش است، می‌گوید، به گونۀ غیرقانونی، با چندین تن از دوستانش عازم ایران شد، اما در مسیر راه از سوی قاچاق‌بران فروخته شدند و در نهایت گیر سربازان ایرانی افتاده‌اند. قمرالدین می‌گوید که سربازان ایرانی آنان را لت‌وکوب کرده و در یک اردوگاه منتقل کرده‌اند، «این اردوگاه حتی برای بودوباش حیوانات مناسب نبود و به سختی آن‌جا شب‌وروز می‌گذشتاندیم.»

قمرالدین و دوستانش از ایران رد مرز می‌شوند، اما فقر دو باره او را راهی مهاجرت می‌کند. این‌بار نیز او مسیر غیرقانونی و نامنظم را برای رسیدن به زنده‌گی رویایی‌اش انتخاب می‌کند. او این‌بار به ایران می‌رسد و در یک ساختمان مصروف کار می‌شود. شب‌ها و روزها می‌گذرد تا این که روزی از طبقۀ چهارم ساختمان در حال ساخت‌وساز به پایین می‌افتد و پایش چپش برای همیشه فلج می‌شود.

قمرالدین تمام داروندارش را صرف تداوی پایش می‌کند، اما او دیگر مداوا نمی‌شود و دکتران می‌گویند که باقی زنده‌گی‌اش را باید با عصا و چوب‌دستی بگذراند.

به این‌جا که رسیدیم، ساکت شد و این‌گونه رشتۀ صحبت‌مان قطع شد. رفتم تا با خانوادۀ قمرالدین نیز گپ‌وگفتی داشته باشم. محمدآصف، پسرکاکای قمرالدین می‌گوید که قمرالدین پس از این که به افغانستان برگشته، با مشکلات روانی دست‌وپنجه نرم می‌کند. به گفتۀ او، قمرالدین پرخاشگر شده و با همه خشن برخورد می‌کند، حتی مادرش.

محمدنسیم، آمر بخش بازگشت‌کننده‌گان ریاست مهاجران فاریاب به سلام‌وطندار می‌گوید، مهاجرت‌های نامنظم در این ولایت رو به افزایش است. به گفتۀ او، روزانه 30 تا 40 تن از ردمرزشده‌گان به این ریاست مراجعه می‌کنند که حاکی از رقم بالای مهاجرت‌های نامنظم به کشورهای همسایه است.

نظر به آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت (آی‌او‌ام) از هر سه تن در افغانستان، یک تن کشور را ترک کرده‌اند و در حال حاضر بیش از شش میلیون مهاجر افغانستان در کشورهای مختلف جهان به عنوان مهاجر به سر می‌برند که رقم بسیار درشتی است.

به مهاجرت نامنظم نه بگویید!

در همین زمینه

مهاجرت و مادری که فرزندش را در بیابان جا گذاشت

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام