
هیچ شکی نیست که شاعران و بزرگانی چون عبدالحق بیتاب، صوفی عشقری، حیدری وجودی، استاد قربت، سرور دهقان، استاد واصف باختری، رازق فانی، لطیف ناظمی و بزرگان دیگری نمیبودند، پیوند چشمهسار شعر پارسی در خراسان زمین معاصر میخشکید.
این شاعران بزرگ به نوبت ترک دنیا میکنند، اما آثار برجا مانده از آنان، پیونددهندۀ دردها و رنجهای چندین نسل است. دیروز نیز یکی دیگر از این بزرگان را از دست دادیم. استاد غلام حیدر (حیدری وجودی) از چند روز به اینسو در بستر بیماری به سر میبرد و زمزمههایی در شبکههای اجتماعی وجود داشت که گویا تن و جان رنجور وجودی به ویروس کرونا مبتلا شده است.
غلام حیدری متخلص به حیدری وجودی فرزند مولانا شفیعالله در سال 1318 خورشیدی در یکی از دهکدههای زیباطبیعت در دره پنجشیر دیده به جهان گشود. الفبا، قرآن مجید، پنج کتاب (پنج گنج)، گلستان، بوستان، دیوان حافظ و دیگر کتابهای فارسی را در دبستان کهن، از آموزگاران همان روزگار فراگرفت. او در سال 1326 خورشیدی شامل مکتب ابتدائیه رخه پنجشیر شد.
آقای وجودی در مصاحبههایی که با رسانهها داشت گفته بود که در دوازده سالهگی، زمانی که شاگرد صنف پنجم مکتب بوده است، با مشاده چیزی در رویا که آن را حالتی روحانی توصیف میکند، احوالش دگرگون شد. با تجربۀ این حالت نخستین مصرع شعری که بر زبانش جاری گشت، چنین است: چه بودی رو نمودی دلم بودی بیدلم کردی
پس از فراغت از صنف ششم از اثر همین دگرگونی حالش نتوانست به آموزشهای رسمی ادامه بدهد. در اوایل 1333 خورشیدی به کابل آمد و در روزهای نخست آمدنش به کابل با صوفی عشقری، شایق جمال، استاد عبدالحق بیتاب و مولانا خسته آشنا شد. این آشنایی سبب شد تا اشعارش در روزنامهها منتشر شوند و در قالب کتاب نیز به چاپ رفت. آوازۀ این شاعر بلندمرتبه کم کم در میان مردم پیچید و عنوان نجمالعرفا را گرفت.
حیدری وجودی خود را از پیرو عارفان بزرگی که پیش از او زیستهاند، میدانست و زندگی خود را وقف سلوک عارفانه کرده بود. او مخاطبان زیادی در میان اهل تصوف و سیاسیون افغانستان داشت و غزلها و اشعارش میان این طیف از محبوبیت ویژهیی برخوردار است.
او همواره در صحبتهایش از تأثیری که صوفی عشقری بر وی داشته یادآور میشد. این شاعر بلندآوازه اشعارش را برای صوفی عشقری میخوانده تا در جهت اصلاح او را یاری رساند، اما عشقری میلی به دیدن عیب در کار شاعران نداشته است.
وی پس از پایان دورۀ خدمت، در سال 1343 مشغول کار اداری در دولت شد. انجمنی در چوکات وزارت معارف به نام (انجمن شعرای افغانستان) تأسیس شده بود که ایشان در آن انجمن به حیث محرر موظف شد، اما آن انجمن فقط سه ماه دوام کرد. گفتنیست که این انجمن چهارده عضو، هفت نفر پشتو زبان و هفت نفر فارسی زبان داشت و به دلیل اختلاف نظرهای عمیق بین اعضا، از هم فروپاشید.
پس از آنکه انجمن لغو شد، از اول اسد 1343 به عنوان مسئول بخش جراید و مجلۀ کتابخانه عامه گماشته شد و تا آخرین روزهای زندهگیاش نیز در همینجا کار میکرد.
چند سال پیش با آنکه آقای وجودی تقاعد کرد، اما با فرستادن نامهیی به حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان خواست تا او را از کارش دور نکند و حتا حاضر است بدون دریافت هیچگونه امتیازی کار کند. این خواستۀ وجودی از سوی رئیسجمهور کرزی پذیرفته شد و با صدور حکمی، پرداخت حقوق مقرر و ابقا در کار را برای او دایمی ساخت.
حیدری وجودی که بیش از 60 سال در بخش ادب و عرفان کار کرد، 15 عنوان کتاب شعر به همراه چندین اثر پژوهشی منتشر شده که شماری از این آثار و کتابها بیش از دو بار چاپ شدهاند.
آثار حیدری وجودی قرار ذیل اند:
عشق و جوانی (1349)
راهنمای منظوم پنجشیر (1351)
نقش امید (1355)
با لحظههای سبز بهار (چاپ اول 1364، چاپ دوم 1388)
سالی در مدار نور (چاپ اول 1366، چاپ دوم 1379)
سایۀ معرفت (چاپ اول 1375، چاپ دوم 1379)
صور سبز صدا (سال چاپش معلوم نیست)
میقات تغزل (1378)
غربت مهتاب (چاپ اول 1382، چاپ دوم 1387)
لحظههایی در آب و آتش (1383)
آوای کبود (1383)
ارغنون عشق (چاپ اول 1377، چاپ دوم 1387)
شکومه قامت مقاومت ( چاپ اول 1383، چاپ دوم 1384)
رباعیات و دوبیتیها (چاپ اول 1379، چاپ دوم 1387)
دیوان حیدری وجودی (1394)
حیدری وجودی در ابتدای دیوانش از حمایتهای مالی محمد یونس قانونی، یکی از چهرههای برجستۀ سیاسی برای چاپ اشعار و آثارش سخن گفته است.
همچنان هزینه چاپ و انتشار دیوان اشعار حیدری وجودی را عبیدالله صافی، رئیس انجمن دوستداران بیدل پرداخته و آقای وجودی در ابتدای آن اثر از آقای صافی به عنوان فرزند معنوی خود نام برده است. تمام آثار وجودی در کابل قابل دسترس است.
این عارف و شاعر فرزانه به سن 81 سالهگی در کابل درگذشت. او هدف خودش را از شاعری، تلاش برای رهایی جوانان از دام خودبیگانهگی میدانست و در مصاحبههایش همواره یادآور میشد که با وسایل ممکنه در حد توان خویش در راه تنویر اذهان مردم، به خصوص جوانان کار میکند.
زندهگی صوفیانۀ نجمالعرفا
سال گذشته آقای وجودی در مصاحبهیی با نیویارک تایمز گفته بود که هنوز خانهیی از آن خود ندارد و در خانۀ متعلق به خانوادۀ همسرش زندهگی میکند.
نیویارک تایمز نوشته است: «آقای وجودی هر صبح در مسیرش به سمت کار، پارکی را که در قلب پایتخت واقع شده، دوره میکند. در هشتاد سالهگی همچنان تندرست است و وقتی به کتابخانه میرسد، سه منزل را تا میز کارش بدون گرفتن کنارههای راهزینه بالا میرود. با این حال او در سالهای اخیر پیری، پیادهروی در پارک را به نصف رسانده است.»





