قطع نخاع و حبس در چاه؛ روایت گل‌اندام از شکنجه‌های شوهرش

تصویر گل‌اندام به خواست خودش بدون سانسور نشر شده است.

«کودک بودم که در بدل عروس برادرم به بد داده شدم و 17/18 سال بعد بدون این که کمترین جزییاتی دربارۀ شوهرم داشته باشم تن به ازدواج دادم. اسمش انور است و با طالبان ارتباط داشت و نمی‌دانم شاید حالا هم داشته باشد. از آخرین باری که شکنجه‌ام کرد می‌گویم، درست یادم نیست که اصل قضیه چه بود، اما از مویم گرفت و با چاقویی که از آشپزخانه آورده بود به سمتم حمله کرد و پس از چند ضربه داخل چاه حویلی انداختم. ساعت‌ها آن تو بودم و حالا سه سال است که کمرم شکسته و نیم تنه‌ام فلج است.»

این حرف‌های زنی 40 ساله به نام گل‌اندام است. با او در یکی از شفاخانه‌های غور سرخوردم. سیمایش یک عالمه حرف نگفته داشت؛ زنی رنج‌دیده و خسته.

او باشندۀ منطقۀ کاسیِ فیروزکوه، مرکز ولایت غور است. گل‌اندام 40 سال سن دارد و مادر هفت فرزند است؛ 5 پسر و 2 دختر. این زن می‌گوید، حالا که نیم بدنش را برای همیشه از دست داده و کمرش شکسته، شوهرش عاقل شده و اکنون آستین برای تداوی او بالا زده است، تلاشی که به گفتۀ پزشکان گل‌اندام، بی‌فایده است.

گل‌اندام رک‌وراست صحبت می‌کند و صحبت‌هایش بی‌آلایش اند. او می‌گوید که از خانۀ شوهرش بیزار است و نمی‌خواهد دوباره به زنده‌گی با شوهرش برگردد. گوهر، مادر گل‌اندام هم می‌گوید، حاضر نیست دوباره پارۀ تنش را به خطر بیاندازد و او را به خانۀ شوهرش بفرستد.

مادر گل‌اندام می‌گوید که بارها برای بازداشت دامادش دست به کار شده اند، اما هر بار مسؤولان با بی‌مهری با آنان روبه‌رو شده و به مشکل‌شان توجهی نکرده اند.

گل‌اندام در کنار مادرش

فریده ناصری، مسؤول بخش زنان کمیسیون مستقل حقوق بشر غور می‌گوید که وضع جسمی گل‌اندام خوب نیست و به همین دلیل با تلاش‌های این کمیسیون به شفاخانه منتقل شده است. خانم ناصری می‌گوید که انور، شوهر گل‌اندام به خاطر شکنجۀ بیش از حد به دادستانی معرفی شد، اما یک ماه پس از حبس آزاد شده است.

مسؤول بخش زنان حقوق بشر غور می‌گوید که شکسته‌گی کمر گل‌اندام بر بنیاد گفته‌های پزشکان ربطی به انداختنش در چاه ندارد، بلکه ضربات چاقوی شوهرش، نخاع شوکی‌یی که کنترل پاهای او را در دست داشت قطع کرده است.

جالب‌تر از همه، گل‌اندام مادر یکی از 30 تنی‌ست که داعش به تاریخ 5 عقرب/آبان امسال در غور به خاطر کشته‌شدن فرمانده‌شان به رگبار بست. به گفتۀ فریده ناصری، شوهر این زن حتا اجازه نداده تا فرزندانش را در این مدت ببیند و گل‌اندام از کشته‌شدن پسر بزرگش هم بی‌خبر مانده است.

تلاش کردم نظر شوهرِ گل‌اندام را هم داشته باشم، اما به دلیل این که او در یکی از مناطق ناامن غور به سر می‌برد، تلاش‌هایم بی‌نتیجه پایان یافت.

جنرال ضیاءالدین ثاقب، سرپرست فرماندهی پولیس غور با تأیید این رویداد می‌گوید، آنان وظیفۀ خود را به بهترین نحو انجام داده اند و پروندۀ گل‌اندام را به دادستانی فرستاده اند. آقای ثاقب می‌گوید، آنان برای عدالت و دادخواهی از هیچ تلاش دریغ نمی‌کنند.‌

غور در غرب افغانستان از یک سال به این‌سو گواه بدترین قضایای خشونت علیه زنان بوده است. از این جمله رویدادها می‌توان به سنگسار دختری به نام رخشانه و تیرباران عزیزگل اشاره کرد. حکومت با این که در ابتدا وعده سپرد تا این قضیه‌ها را دنبال کرده و عاملان آن‌ها را دستگیر کند، اما تاکنون نتیجۀ هیچ کدام از بازرسی‌ها رسانه‌یی نشده است.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام