استاد قسیم اخگر یکی از چهره‏‌های تکرارناشدنیِ روشن‌فکری افغانستان در نیم قرن اخیر، پارسال در چنین روزی بر اثر بیماری شکر درگذشت. قسیم اخگر در سال 1330 هجری خورشیدی، در منطقۀ وزیرآباد شهر کابل به ‏دنیا آمد. آموزش دورۀ‌ ابتدایی را در مکتب مسعود سعد، و متوسطه را در دبیرستان امانی ادامه داد و در حالی که تحصیلاتش هنوز به‌پایان نرسیده بود، به‌ دلیل شرکت در مبارزات و تظاهرات سیاسی گروه‌های چپ در سال 1967، دست‏گیر و از مکتب اخراج شد.

اخگر از طریق مجید کلکانی و قیوم رهبر، با مائوویسم آشنایی پیدا کرد اما در هنگام رشد و اوج‏‌گیری اندیشه‏‌های چپی با آرا و اندیشه‏‌های شریعتی مواجه شد؛ سپس با همراهی محمد اسماعیل مبلغ و مخدوم محمد شفیع، در گسترش اندیشه‏‌های شریعتی در دانشگاه کابل نقش مهمی را به عهده گرفت.

اخگر خود در جایی دلیل چرخش فکری‏‌اش را از چپ مائوویستی به روشن‌فکری دینی را، خام‌بودن اندیشه‏‌های روشن‌فکران چپ و عدم سنخیت چپ روسی و چینی، با وضعیت اجتماعی ـ سیاسی افغانستان خوانده بود. دیری نگذشت که اخگر از افکار شریعتی و امثال او نیز گسست و راه خودش را پیمود و همین موضوع، اخگر را به یکی از چهره‌های بی‌بدیل در ساحت سیاست و روشن‌فکری افغانستان مبدل کرد.

یکی از ویژه‏‌گی‏‌های مهم قسیم اخگر این بود که برخلاف بسیاری از روشن‌فکران سیاست‏‌زده به هیچ گروه، جناح و ایدیولوژی‏‌یی وابسته‏‌گی نداشت. او با تمامی احزاب چپ و راست در ارتباط بود. بسیاری از ایشان را از نزدیک می‏‌شناخت و با آن‏‌ها مراوده داشت اما به هیچ‏‌یک تمکین نکرد و برعکس همه را مورد نقد خود قرار داد.

حمزه واعظی از نویسنده‌گان فعال کشور، در توصیف آزاده‏‌گی و ایستاده‌گی قسیم اخگر نوشته است: «از هنگامی که در مدیریت "پیام مستضعفین" را در دهۀ شصت شمسی نقش داشت، تا زمانی که "هشت صبح" را در دهۀ هشتاد شمسی رهبری می‌نمود، هیچ تزلزل و توقفی در ایمانش به دفاع از حق و راستی، در اراده و صداقت مبارزه‌اش با استضعاف و کژی‌های سیاسی ـ اجتماعی و در قاطعیت و برهنه‌گی کاملش نسبت به نقد قدرت، و تفرعن زورمندان رخ نداد و هم‌چنان "روشن‌اندیش"، امیدوار و پرانرژی باقی ماند».

عدم وابسته‌گی قسیم اخگر به احزاب و گروه‌ها و هم‌چنین دوستی و رفاقت او با اکثر سران این جریان‌ها، سبب شد تا پس از مرگش انبوهی از نخبه‌گان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سوگش بنشینند، و او را مورد توصیف و تمجید قرار دهند. حداقل در تاریخ معاصر کشور در مورد هیچ فردی سیاسی، تا به این حد حسن نظر وجود نداشته است.

پس از شکل‌گیری نظام جدید در افغانستان، دولت برای جذب قسیم اخگر، در نظام تلاش بسیاری کرد. اما این روشن‌فکر کهنه‌کار، با تجربه‌یی که از دولت‌های پیشین داشت، هرگز خط خود را تغییر نداد. او همواره از سخن اخوان ثالث، شاعر بزرگ زبان فارسی به نیکی یاد می‌کرد و می‌گفت: «روشن‌فکر، همواره بر نظام است نه در نظام».

داکتر مهدی، عضو مجلس نماینده‌گان و از هم‌فکران و دوستان قدیمی او، در مورد فقدان شخصیتی همانند قسیم اخگر در فضای روشن‌فکری کشور می‌گوید: «مسلماً نبود چنین شخصیتی یک آسیب بزرگ بر پیکر روشن‌فکری سیاسی محسوب می‌شود. او از اولین اشخاصی بود که دموکراسی وارداتی را مورد نقد قرار می‌داد و می‌گفت: دموکراسی یک نسخه نیست، بل یک حرکت است. ما نمی‌توانیم آن را به یک کشور تحمیل کنیم. دموکراسی یک خواست است؛ جامعه باید خود پذیرای آن باشد».

مجیب مهرداد، استاد دانشگاه و از شاگردان قسیم اخگر در مورد او می‌گوید: « استاد اخگر از محدود روشن‌فکران صادق این کشور بود که وجودش، افکار و اندیشه‌هایش به ما به میراث رسیده بود. او گنجینه‌یی از دانش سیاسی ـ اجتماعی دهۀ چهل، دهۀ تحول محسوب می‌شد. ما به وسیلۀ او، با سنت مبارزات روشن‌فکری آن دهه رابطه برقرار کردیم. نسل ما یک نسل پراگماتیست است و نمی‌تواند با افکار اصیل آن دهه، هم‌ذات پنداری کند. متأسفانه فقدان شخصیتی چون استاد اخگر ما را بی‌حافظه خواهد ساخت».  

قسیم اخگر، روشن‌فکران برج‌عاج‌نشین را به صحنۀ مبارزات سیاسی فرا می‌خواند و از ایشان می‌خواست تا رسالت خویش را به جا آورند. اکنون که سایۀ قسیم اخگر از فضای روشن‌فکری کشور رخت بربسته، باید از میراثش برای توسعه و بسط آگاهی سیاسی در پرتو نگاه انتقادی به پدیده‌ها، سود جست.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام