
دو روز پیش 32 تن از سربازان تازهآموزشدیدهیی که برای گذشتاندن عید از میدانوردک به کابل آمده بودند، در مسیر راه هدف دو حملهکنندۀ انتحاری قرار گرفتند و هرگز به خانه نرسیدند. این رویداد یکی از خونینترین حملات حداقل در چند ماه اخیر بوده است. اما 24 ساعت از این فاجعه نگذشت که رییس جمهور برای ادای حج عمره راهی عربستان شد.
شماری از فعالان مدنی میگویند که رییس جمهور غنی، حج عمره را نسبت به دلداری و دلجویی از خانوادههای داغدیده ترجیح داد و این رویکرد در خور مرد شماره اول کشور نیست.
آنان میگویند، حکومت همیشه در برابر چنین رویدادهایی به نکوهش و اظهار تأسف بسنده میکند، وعدۀ پیگری آن را میدهد یا در نهایت کمیسیونی را تشکیل داده و سرانجام همه چیز پایان مییابد.
داوود ناجی، فعال جامعۀ مدنی در این باره به سلاموطندار میگوید: «رییس جمهور بهجای حج عمره به خانۀ مادری میرفت که چشم بهراه فرزند سربازش بود، اما تنها چیزی که برای آخرین بار از او دیده کولهپشتی خونآلودش است».
آقای ناجی تأکید میکند، آنچه شهروندان را در چنین وضعیتی آزار میدهد، برخورد رهبران حکومت با خانوادههای قربانیان است. او میگوید که دهها خانواده در سوگ عزیزانشان نشسته اند و از حکومتی که فرزندانشان قرار بود در برابر دشمنان مدافعش باشند، توقع دلجویی و گذاشتن مرحم بر زخمهایشان دارند.

او تأکید میکند که اینگونه عملکرد سران حکومت بیانگر این است که آنان به خون سربازان کشور ارزشی قایل نیستند.
باری سلام، یکی دیگر از فعالان مدنی رویداد پنجشنبه را وحشتناک خوانده و میگوید که عملکرد مسؤولان حکومتی پس از این رویداد «پرسشبرانگیز» است.
به گفتۀ آقای سلام قتل یک فرد در کشورهای دیگر ماهها موضوع مورد بحث محفلهای سیاسیست، اما در افغانستان رهبران به کشتارهای دستجمعی اهمیتی قایل نیستند. او میگوید، روزی صبر مردم از بیتفاوتی حکومت به چنین رویدادهایی لبریز میشود و «آن وقت مدیریت کشور کار دشواری خواهد بود».
حمله بر کاروان سربازان جوان روحیۀ مردم را جریحهدار ساخته و حالا که دو روز از آن واقعه میگذرد، هنوز واژههای «سربازان»، «کشتار» و «جوانان» بر سرزبانها است، هنوز کاربران اجتماعی تصویرهای آن روز را دستبهدست میکنند و هنوز «بر ضد حکومت و طالبان شعار میدهند.»
سیدمحمد احسانی، یکی از جامعهشناسان دربارۀ تأثیر رویکردهای اینچنینی سران حکومت میگوید که بیتفاوتی به توقعاتِ جمعی سبب ایجاد شگاف و فاصله میان مردم و حکومت میشود. به باور احسانی این رویکردها سرانجام سبب ناامیدی و سرخوردهگی میان مردم شده و به فرار میلیونی آنان از کشور میانجامد.
به گفتۀ او، وقوع رویدادهای انفجاری و انتحاری روحوروان شهروندان را تخریب میکند و آنان را بهسمت ناهنجاریهای اجتماعی سوق میدهد. احسانی میگوید، تنها مرحمی که درد شهروندان را مداوا کند و آنان را به آینده در وضعیتی اینچنینی امیدوار سازد، حکومتی دلسوز است که در هر حالتی با شهروندانش همراه باشد.





