.jpg)
افغانستان کشور فقیر، فاقد زیرساختهای اقتصادی و فرهنگی، فاقد راههای آبی برای اتصال به دریا و نظامی با مشروعیت شکننده است. همچنان تنوع قومی و نبود زمینه برای مشارکت فعال همۀ اقوام، زمین مناسب برای برز تخم افراط گرایی دینی، همواره این کشور را در معرض شورش فعال اجتماعی قرار داده و سد راه توسعه شده است.
جغرافیای سیاسی افغانستان به تجویز استعمار در نیمۀ دوم قرن 19 شکل گرفت و از آن زمان تاکنون همواره تنگدست و محتاج بوده است. حتی قبل از تعیین جغرافیای سیاسی و پس از شاهزمان درانی، این کشور به شکل امیرنشین سدوزایی و سپس بارکزایی وابسته به قدرتهای خارجی اداره میشد. بنابراین حکام و امیران پیشین افغانستان برای بقا در قدرت لاجرم وابسته به یکی از قدرتهای شرق و غرب بودند. هوشمندانهترین و موفقترین نمونۀ این وابستهگی اقتصادی و سیاسی، پدر افغانستان نوین، امیرعبدالرحمان خان بود.
با فروپاشی طالبان در آغاز قرن 21، حکومت افغانستان به تحتالحمایگی آمریکا ایجاد شد. آمریکاییها حامد کرزی را به تخت ریاست جمهوری نشاندند و کسانی از ائتلاف شمال که آروزی سرداری در افغانستان داشتند به اطاعت از کرزی محکوم شدند.
کرزی به حمایت آمریکا و محافظان آمریکایی، فزون به دورۀ موقت، دو دور ریاست جمهوری را نیز به دوش داشت. افغانستان تحتالحمایه آمریکا تحولات چشمگیری را در حوزههای گوناگون تجربه کرد. اما تحولات سیاسی در افغانستان متأثر از استیلاء آمریکا بود/است. هزینۀ میلیاردها دالر در بخشهای مختلف آمریکا را به قبلۀ سیاسی سیاستمداران، فعالان حقوق بشر، فعالان جامعۀ مدنی، روزنامهنگار و حتی روحانیون تبدیل کرد. سیاستمداران افغانستان صرفنظر از گرایشهای سیاسی چپ و راست، موفقیت و آینده را در رضایت آمریکاییها میجستند و سیاستمداران با افتخار در مارتُن وفاداری به منافع آمریکا اشتراک میکردند/میکنند. در ادبیات سیاسی و رسانههای افغانستان وفادارای آمریکا به صورت نوعی وطندوستی و شرافت سیاسی تعبیر میشود، اما در عین حال داشتن روابط سیاسی با کشورهای همسایه، همانند پاکستان، ایران و روسیه به معنی خیانت ملی و نوعی بیگانهپرستی قلمداد میشود.
با توجه به اهمیت رأس هرم قدرت در افغانستان، دور نهایی مارتُن در هر پنج سال و یا شش سال یک بار زیر عنوان انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود. نخبهگان سیاسی و عوامالناس متفقاند که رضایت و تأیید ایالات متحدۀ آمریکا در رسیدن مهرههای سیاسی به ریاست جمهوری نقش کلیدی دارد. بنابراین انتخابات ریاست جمهوری فرصتی برای تجلی استعدادهای سیاسیست.
.jpg)
اما سوا از سعی بلیغ مهرههای سیاسی در کسب حمایت آمریکا، استراتژیستهای کاخ سفید، ملاکهای خود را متأثر از انگلیسیها برای تأیید و چیدمان مهرهها در صحنۀ شطرنج سیاسی افغانستان دارند. انگلیسها در عصر استعمار برای تسخیر سرزمینهای دیگران به شناخت دقیق و محاسبۀ همه جانبۀ فرهنگ، دین، اقتصاد، جغرافیا و تیرههای نژادی ساکن سرزمینهای مختلف میپرداختند و با این رویکرد آنان در قرن 19 در منطقۀ جنوب آسیا رقبا را کنار زده و قدرتمندانه ظهور کردند.
در قرن 19، عنصر قوم و جغرافیا در افغانستان نزد انگلیسها اساس قرار گرفت. تاجیکها و اوزبیکها به دلیل این که در شمال افغانستان و در ساحۀ نفوذ روسیۀ تزاری حضور داشتند، مورد توجه قرار نگرفتند و از سوی دیگر هزارها به عنوان ساکنین مناطق مرکزی افغانستان نیز مایۀ دلگرمی انگلیسها نشدند. آنان پشتونها را به دلیل همسایگی با هند بریتانوی به عنوان دوستان استراتژیک برگزیدند و از روند پشتونیزۀ افغانستان و سرکوب اقوام دیگر حمایت کردند.
در نیمۀ دوم قرن 20، آمریکا به عنوان ابرقدرت ظهور کرد و جای انگلیس را در بازیهای بزرگ به دست آورد. تصور شماری اینست که آمریکا با اندک احتیاط، به افغانستان از عینک انگلیسی مینگرد؛ به همین دلیل در سه انتخابات ریاست جمهوری گذشته، آمریکاییها از کرزی و غنی حمایت کردند. آمریکاییها به بازماندهگان ائتلاف شمال و سمت شمال افغانستان به چشم همپیمانان و ساحۀ زیر نفوذ روسیه مینگرد و حتی بین آمریکا و روسیه در این زمینه یک توافق نانوشته وجود دارد. سیاستمدارانی که از بستر ائتلاف شمال برخواستهاند، این امر را به خوبی درک کرده و هر کدام در پی تعدیل و تلطیف رویۀ آمریکا اند.
پس از تجربۀ انتخابات 2014 و گوشمالی بازماندهگان ائتلاف شمال توسط محمداشرف غنی، بقایای پراکنده ائتلاف شمال یک بار دیگر در محور دکتر عبدالله عبدالله بسیج شدند و در تلاش به دستآوردن رأس هرم قدرت در افغانستان دستدردست هم دادند. عبدالله در دو دور انتخابات 2009 و 2014 نامزد بود و با وصف تلاشهای پرهزینه نتوانست قدرت را به دست آورد. اکنون او عمیقاً به این نتیجه رسیده است که راه رسیدن به رأس هرم قدرت از سفارت آمریکا در کابل میگذرد.
میانۀ خراب ایالات متحدۀ آمریکا با محمداشرف غنی و گروه کاریش، تلاشهای آمریکا برای گفتوگو با طالبان و برنامۀ تشکیل حکومت توافقی را، عبدالله به عنوان نشانههای دلگرمکننده یافته است. عبدالله به صورت مرتب با دیپلوماتهای غربی به ویژه سفیر آمریکا دیدار میکند و هماهنگ با سیاست آمریکا قدم برمیدارد. عبدالله در پنج سال نزاع با محمداشرف غنی برای تعادل قدرت در حکومت توافقی وحدت ملی تقریباً همۀ قدرت را به غنی باخت و در آخرین روزهای حکومت وحدت ملی، وزارت خارجه را که در 5 سال گذشته با خونِ دل نگهداشته بود، از کف داد. در حکومت وحدت ملی عبدالله تقریباً خلع سلاح شده و تیری در ترکش ندارد.
.jpg)
عبدالله و بقایای ائتلاف شمال که در محور او حلقه زدهاند، مشترکاً به سود این قمار پرمخاطرۀ سیاسی دل دادهاند. وحدت نظر با سیاستمداران مخالف غنی همانند حلقۀ حامد کرزی در زمینۀ رسیدن به صلح و توافق با آمریکاییها جزئی از این قمار سیاسی است. عبدالله برای رسیدن به قدرت به آمریکایها و حلقۀ کرزی وعده سپرده در صورت رسیدن به ریاست جمهوری، اگر تنور مصالحه داغ شود و در پی آن روی تشکیل حکومت موقت توافق شود، از قدرت کنار خواهد رفت.
وعدۀ کناررفتن از قدرت برای جلب توجه آمریکاییها ذاتاً رشوۀ بزرگ و بهای قابل توجهی برای تعدیل سیاست استراتژیک آمریکا در ارتباط به افغانستان است. اما عدم آگاهی از اهداف مکتوم ایالات متحدۀ آمریکا عبدالله را در شرایط دشواری قرار داده است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، ایالات متحدۀ آمریکا در پی آشتی با طالبان بود. تبلیغات وسیع از روند گفتوگوهای صلح و ایجاد اجماع داخلی، برگزاری انتخابات افغانستان را امری ناممکن ساخته بود، اما در آستانۀ توافق با گروه طالبان، آمریکا عقبنشینی کرد و این تغییر رویکرد برگزاری انتخابات را در افغانستان ممکن ساخت. روشن نیست که آمریکاییها به شعارشان عمل خواهند کرد یا خیر. اما این نکته روشن است که ایالات متحدۀ آمریکا در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد و گروهی که در حال حاضر در آمریکا قدرت را در دست دارد، برای تداوم قدرت لاجرم به طرح نقشهها و شعارهای انتخاباتی عوامفریبانه دست میزند.
اگر وعدۀ آمریکاییها در امتداد شعارهای انتخاباتی باشد، عبدالله بازی را به رقیبش واگذار خواهد کرد. چه بسا این احتمال وجود دارد که اختلاف گروه غنی و ایالات متحدۀ آمریکا اختلاف صوری و جنگ زرگری باشد.
غنی فزون به این که از نظر تباری در ردیف دوستان استراتژیک ایالات متحدۀ آمریکا قرار دارد، در ایالات متحده پرورش یافته و از خوان کرم آن کشور تغذیه کرده است. او و یارانش بر علاوه موارد یادشده، امتیاز خویشاوندی با غربیها را دارند و به دلیل آشنایی با جوامع غربی با سنت لابیگریی نیز آشنا هستند. روبهرویی قدرتهای منطقهیی همانند روسیه و چین با ایالات متحدۀ آمریکا در افغانستان وضعیت شبیه دوران جنگ سرد را به وجود آورده و باعث بازیهای پیچیدهیی شده است. در این میان روشن نیست که افغانستان به چه مسیری خواهد رفت، اما اگر عبدالله با دلبری به مقصد نرسد، قطعاً سقوط میکند.





