صلح‌جوی تازه‌نفس در کجای بازی صلح؟

حکومت‌های حامد کرزی و محمداشرف غنی، هر کدام هزینۀ هنگفتی را صرف روند صلح با گروه طالبان کردند. کرزی «ریاست شورای عالی صلح» را با تشکیلات بزرگ و بودجۀ قابل توجه ایجاد کرد، اما این نهاد عملاً به حامی طالبان در درون نظام تبدیل شد. شورای عالی صلح با توزیع پول به افراد طالبان و آزادی جنگجویان خطرناک این گروه، نقش مهمی در تشدید جنگ و کشتار مردم بازی کرد. از آن‌جا که کرزی محبت خاصی به طالبان داشت/دارد، همه پیشنهادهای شورای عالی صلح را بر علاوۀ بخشش‌های ملوکانه‌ موبه‌مو اجرا کرد. طالبان را که هر روز مردم را به خاک‌وخون می‌کشیدند، برادر خواند. او حتی سروصورت انتحاری‌هایی که توسط نیروهای امنیتی زنده بازداشت شده بودند را بوسید و آزاد کرد؛ شماری هم از این جمع دو باره با مواد منفجره بازگشتند و حمام خون برپا کردند، و بر این اساس، تلاش‌های کرزی در راه رسیدن به صلح عبث بود و به تقویت صفوف طالبان و تشدید جنگ انجامید.

محمداشرف غنی راه سلف خود را ادامه داد. طالبان را مخالفان سیاسی خواند و امتیازدهی او به گروه طالبان باعث شد مراکز شماری از ولایت‌ها از جمله کندز، فراه و غزنی به دست طالبان سقوط کند. سیاست او طالبان را دلیر ساخت. طالبان با شکست نیروهای امنیتی در جنگ «رودررو»، گسترش ساحۀ فعالیت، جلب حمایت کشورهای رقیب ایالات متحده در افغانستان و کشتارهای بی‌رحمانه، دست‌یابی به قدرت در افغانستان را محتمل یافتند و در بازی سیاست نیز توفیق قابل ملاحظه‌یی به دست آوردند. غنی دیر متوجه شد که برادران به کمتر از تخت او قانع نیستند؛ بنابراین به رسم تاریخ، راه «برادرکشی» در پیش گرفت تا قلمرو خو را از وجود مدعیان قدرت پاک کند. شانس با او یار نبود و این سیاست به کشتار بی‌هدف نیروهای امنیتی و مردم انجامید. در پی آن، غنی برای برگشتاندن ورق در میدان سیاست، استراتژی صلح را بازبینی کرد. جرگه را فراخواند و در کنار نهاد ریاست شورای عالی صلح، ساختار موازی دیگری به نام «وزارت دولت در امور صلح» ایجاد کرد. خواننده‌گان تا حدودی با شکست و سرنوشت مفتضح این سیاست آشنا اند، اما در تازه‌ترین مورد، در نتیجۀ تقرب دو جناح مخالف سیاسی، نهاد جوان و صلح‌جوی تازه‌نفسی متولد شده است.

28 ثور، محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله با امضای توافق‌نامۀ سیاسی به بحران ناشی از انتخابات پایان دادند و بر اساس آن، قدرت میان دو جناح تقسیم شد. اما یکی از مهم‌ترین نکات این توافق‌نامه ایجاد «شورای عالی مصالحۀ ملی» به ریاست عبدالله بود. بر اساس متن توافق‌نامه، گویا این شورا امور مربوط به صلح را «تثبیت، تصویب و رهبری می‌کند.» ایجاد اجماع ملی و منطقوی در ارتباط به صلح، جلب کمک‌های بین‌المللی برای صلح و جلب کمک‌ها برای بازسازی پساصلح از وظایف این شورا خوانده شده است.

طالبان به عنوان طرف اصلی گفت‌وگوهای صلح در واکنش به سازش «غنی و عبدالله» آن را «تکرار تجارب ناکام قبلی» خوانده‌اند. یکی از سخنگویان این گروه افزوده است که آنان، عبدالله را به عنوان یک فرد در مذاکرات خواهند پذیرفت و ریاست او را به رسمیت نمی‌شناسند. اما پرسش این است که آیا عبدالله می‌تواند از پس این مأموریت براید؟ برای یافتن پاسخ به این پرسش باید، امکان‌ها و امیال بازیگران را مورد ارزیابی قرار داد.

به نظر می‌رسد تنها سناریوی محتمل برای رسیدن به صلح ناپایدار در افغانستان، نسخه‌یی است که از سوی ستاد انتخاباتی ترامپ آماده شده است. چه‌گونه‌گی و احتمال عملی‌شدن آن وابسته به اراده و منافع درازمدت ایالات متحدۀ آمریکاست. بر اساس آن، آمریکا با طالبان به توافق رسیده که یک نظام تئوکراتیک بر اساس فرمایش طالبان در افغانستان تشکیل شود که دیگران (تکنوکرات‌ها، مجاهدین پیشین و بازمانده‌گان خلق و پرچم) بخشی از آن باشند. این نظام در سیاست خارجی به آمریکا و متحدانش از جمله پاکستان وفادار خواهد بود. اگر این برنامه عملی شود، آمریکا طرف‌های دخیل در جنگ و سیاست افغانستان را مجبور خواهد کرد تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا (13 عقرب 1399 برابر با 20 جنوری 2020) حرکت معنی‌داری به سوی هدف داشته باشند. این سفر با نخستین گام‌های زلمی خلیلزاد آغاز شد و با حل بحران انتخاباتی در افغانستان تشدید خواهد یافت. خلیلزاد تلاش دارد مشترکات قابل جمع میان دو طرف (حکومت فعلی و طالبان) پیدا کند تا زمینه برای تحقق برنامۀ نهایی فراهم شود. بارزترین نمونه توییت اخیر نمایندۀ ویژۀ وزارت خارجۀ ایالات متحده است. در پی حملۀ گروهی از افراد مسلح به شفاخانه‌یی در غرب کابل که مسئولیت آن به داعش حواله شد، خلیلزاد داعش را دشمن مشترک حکومت افغانستان و طالبان خواند و از هر دو جانب خواست برای جنگ علیه داعش، یک‌جا گام بگذارند. البته در خوش‌بینانه‌ترین حالت، این سناریو با موانع جدی مواجه است.

نخست؛ ادارۀ ترامپ مشتاق است که پایان طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا را بنویسد و با افتخار در پیکارهای انتخاباتی آن را به رخ رقیب خود بکشد، اما با این اقدام ممکن است قدرت‌های رقیب، جای آمریکا را در نقطۀ حایل آسیای مرکزی و خاورمیانه پُر کنند که در آن صورت، افغانستان به تهدیدی برای منافع درازمدت آمریکا در قلب آسیا مبدل خواهد شد. از سوی دیگر در نتیجۀ سیاست دولت‌مردان آمریکا در 20 سال اخیر، افغانستان صاحب دولت پایدار نشد، مردم‌سالاری محقق نگشت، به زیربناها توجه نشد و مفاهیم حقوق‌بشری جا خوش نکرد. بنابرین با عملی‌شدن نسخۀ ستاد انتخاباتی ترامپ، افغانستان فقیر درگیر جنگ‌های مهلک خواهد بود.

این اتفاق وجهه و حجت آمریکا برای سلطه‌گری را آسیب خواهد رساند. آمریکا مدعی است که در جهان برای حمایت از مردم‌سالاری و حقوق بشر گام برمی‌دارد و با این بهانه بسیاری از دولت‌های مقتدر در خاورمیانه را به خاک و خون کشانده است؛ بنابراین در مورد نسخۀ ستاد انتخاباتی ترامپ در درون دولت آمریکا، اتفاق نظر وجود ندارد. هرچند ترامپ عطش سیری‌ناپذیری برای پایان داستان افغانستان دارد، اما دستگاه استخبارات آمریکا و زیردستان او در پی راه ابرومندی برای مدیریت افغانستان‌اند.

دوم؛ آن‌چه سیاست‌مداران و راه‌پردازهای آمریکایی را برای یافتن راه حل آبرومند و سودمند با چالش مواجه ساخته، وجود اختلاف‌های عمیق میان طرف‌های افغانستانی و اختلاف‌های درون‌گروهی در طرف‌های افغانستانی‌ست. در حال حاضر، دو جناح برای گفت‌وگوهای صلح که به «مذاکرات بین‌الافغانی» معروف است، مطرح‌اند. جناح ملاهبت‌الله (کندهاری – ابدالی) و جناح محمداشرف غنی (لوگری – احمدزی). این دو، نسخه‌های متضاد و ناسازگاری برای رسیدن به صلح دارند. مهمترین نکتۀ ناسازگاری میان آنان «رأس هرم قدرت» است. هیب‌الله با ادعای اسلام ناب و غنی با ادعای مردم‌سالاری و اسلام، رأس هرم قدرت را حق قانونی و شرعی خود می‌دانند،.دوام خون‌ریزی در کشور، پس از «توافق‌نامۀ دوحه» بدون هیچ شک و تردیدی، دوام جنگ قدرت است. جدای این ناسازگاری آشکار، این دو طرف دچار اختلافات درون‌گروهی نیز اند. گروه ملاهیب‌الله با دودسته‌گی سازش طلبان صلح‌جو و ایدئولوژیک‌های جنگجو که معتقدند، پیروزی باید با خون و شمشیر به ثمر برسد، نه دالان‌های پیچیدۀ دیپلوماسی، مواجه است. گروه اخیر استدلال می‌کند که شکست آمریکا با «نصرالله» به دست آمده و باید تا پاک کاری کامل بازمانده‌گان 20 سال اخیر که در ادبیات آنان به «دست‌نشانده‌ها و مزدورهای داخلی» معروف‌اند، جنگ ادامه پیدا کند. به هرحال، این دو گروه در مورد تشکیل یک نظام سرکوب‌گر و متمرکز زیر نام نظام اسلام تفاهم نظر دارند.

جناح محمداشرف غنی نیز دچار اختلاف‌های عمیق و چندلایه‌یی است، همان‌گونه که جناح هبت‌الله با آگاهی از وجود این اختلاف، اعلان کرده که هر یکی از طرف‌های زیر چتر دولت را به عنوان افراد در «مذاکرات بین‌الافغانی» می‌پذیرد. شماری از گروه‌های زیر چتر دولت تمایل به حفظ «جمهوریت فعلی» به ریاست محمداشرف غنی دارند که در آن طالبان همانند پیوستن گلب‌الدین حکمتیار، در دولت ادغام شوند. گروه دیگر به سرداری حامدکرزی خواستار تشکیل حکومت با مشارکت طالبان و تغییر در رأس هرم قدرت‌اند. شماری دیگر خیال خام «حفظ دستاوردهای حقوق بشری» و شماری هم در سودای دست‌یافتن به نظام غیرمتمرکز، زیر سایۀ غنی و هیب‌الله‌اند.

به هر حال، صلح‌جوی تازه‌نفس ما که در تازه‌ترین مورد با امضای موافقت‌نامۀ سیاسی کمر به آوردن صلح بست، ذیل جناح محمداشرف غنی قرار دارد. هرچند ممکن است او در محاسبات خود به این خیال باشد که در جریان «پیکار برای صلح»، فرصت مصادرۀ هرم قدرت و عملی‌کردن برنامه‌های خود را به دست خواهد آورد، اما حقیقت چیزی دیگری‌ست. او در پنج سال حکومت وحدت ملی ثابت ساخت که در برابر بازیگری چون غنی، درمانده و ناتوان است. در حکومت وحدت ملی 50 درصد قدرت را با ریاست اجرائی از جان کری، وزیر خارجۀ وقت آمریکا گرفت، اما در معاملۀ اخیر غنی برای او ریاست «شورای عالی مصالحۀ ملی» را بخشید و با پذیرش نتیجه انتخابات، هیچ دلیل قانونی برای داشتن 50 درصد قدرت به جای نگذاشت. در صورتی که موافق با پیش‌بینی صلح‌جو، بازی صلح پیش برود، به دلیل موقعیت ضعیف‌اش چیزی به دست نخواهد آورد و در حد مهرۀ جناح غنی موفق خواهد بود. لاغیر، اگر داستان صلح با شکست مواجه شود و آمریکایی‌ها به حضور خود در افغانستان ادامه دهند، غنی، صلح‌جو را به دلیل مزاحمت‌هایش به سختی تنبیه خواهد کرد و دمار از روزگار او و یارانش خواهد کشید.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام