
برخی از شاهراههای کشور به علت ناامنیها، گواه حضور مخالفان مسلح دولت است و هیچ تضمینی برای زندهماندن مسافرانی که از این مسیرها رفتوآمد میکنند، وجود ندارد.
از همینرو مسافرانی که از این شاهراهراهها رفتوآمد میکنند، برخی از جادهها را «جادۀ مرگ» مینامند.
احمد (نام مستعار)، کسیست که به گفتۀ خودش چهار شبانهروز در بند طالبان به سر برده است. او از شکنجههای روحی و جسمی که در این مدت کشیدهاست، حکایت میکند.
از احمد در بارۀ اینکه چگونه اسیر طالبان شد، پرسیدم؟ آهی کشید و گفت، در اواسط ماه جاری خورشیدی هنگامیکه از ولسوالی جاغوری غزنی به کابل میآمد در منطقۀ «اولدشت» قرهباغ این ولایت با ایستبازرسی گروه طالبان برخورد و به اتهام همکاری با دولت، اسیر این گروه شد.
احمد میگوید، طالبان او را به تولبکس موتری انداختند. او میگوید، داخل موتری میشود که شاید جادهیی را بهنام جادهی «مرگ» بپیماید.

او پس از پیمودن سه ساعت راه به مقصدی که طالبان میخواهند، میرسد و با دستوپای به زنجیر بسته به یک اتاق بی دروپنجره نگهداری میشود.
احمد میگوید، یکبار در روز اجازه داشتند از سرویسهای بهداشتی استفاده کنند.
او میافزاید، هرباری که صدای قدمهایی کسی میآمد، احساس میکرد آمدهاند تا یکی از این مسافران را ببرند و هر بلایی که دلشان بخواهد، سرآنان بیاورند.
او میگوید که با وجود شکنجه، اما از این که با دولت همکاری دارد، انکار کرده است و پس از چهار شبانهروز از در بدل پرداخت پول، از بند طالبان آزاد شده است.
این مرد میگوید، در کنار شکنجههای جسمی، شکنجۀ روحی نیز شده است.
به گفتۀ احمد، حجم این شکنجهها به اندازهیی بودهاست که هنوز هم پس از دو هفته از آن رویداد، بر اعصاب خود مسلط نیست و چندین بار به دکتر مراجعه کرده است.





