دشمنی پاکستان با هند، بزرگترین مشکل فراراه توسعۀ اقتصادی منطقه است. دشمنی این دو کشور کارکرد مثبت سازمانهای منطقهیی را زیر سوال برده است. به عنوان مثال، سازمان همکاریهای کشورهای جنوب آُسیا یا سارک، به دلیل دشمنی پاکستان با هند، نتوانسته است در توسعۀ تجارت منطقهیی نقش ایفا کند.
افغانستان هم عضو سازمان سارک است. افغانستان خودش را هم بخشی از آسیای میانه میداند و هم بخشی از آسیای جنوبی؛ به همین دلیل، عضویت سازمان سارک را پذیرفته است. در منشور سازمان سارک آمده است که کشورهای عضو این سازمان باید تجارت منطقهیی را گسترش دهند و مانع بازرگانی نشوند. اما پاکستان به دلیل دشمنی با هند، این اصل را مراعات نمیکند.
پاکستان به افغانستان اجازه نمیدهد تا از قلمرو آن کشور با هند تجارت کند. پاکستان حتا اجازه نمیدهد که کمکهای بشردوستانۀ هند از طریق خاک آن کشور به افغانستان بیاید. افغانستان قرارداد «ابتا» را با پاکستان امضا کرده است. بر مبنای این قرارداد، کامیونهای بازرگانان افغانستان باید تا نقطۀ صفر مرزی بندر «واگه» بروند و بار آنها از آنجا به هند صادر شود. اما پاکستان به کامیونهای افغانستان اجازه نمیدهد تا کالاهای تولید شده درهند را از نزدیکی بندر واگه بارگیری کنند. این امر برخلاف منشور سازمان سارک است، اما پاکستان اعتنایی به آن ندارد.
جالب این است که پاکستان برخی از کالاهای مورد نیاز بازار خود را حتا از هند هم وارد میکند، اما اجازۀ ورود کالاهای هندی را به افغانستان نمیدهد. اما همین پاکستان در قرارداد «ابتا» امتیاز تجارت با آسیای میانه را از افغانستان گرفته است. کامیونهای پاکستانی بر مبنای قرارداد «ابتا» قلمرو از افغانستان میگذرند و کالاهای تجاری خود را به آُسیای میانه میبرند. این کامیونها اجازه دارند تا از آسیای میانه بارگیری کنند و بار دیگر از طریق قلمرو افغانستان به پاکستان بروند.
پاکستان به رغم دریافت این امتیاز، به افغانستان اجازه نمیدهد تا با هند تجارت کند. پاکستان از راههای غیرمتعارف هم جلو تجارت افغانستان با هند را میگیرد. مثلاً گروههای تروریستی متحد پاکستان بارها به مهندسان هندی که روی جادۀ نیمروز ـ چابهار کار میکردند، حمله کرده است. همچنان تمام تلاش سازمانهای استخباراتی پاکستان بر ناکامسازی پروژۀ چابهار متمرکز است. پاکستان تصور میکند که اگر پروژۀ چابهار عملی شود، تجارت هند با آسیای میانه گسترش مییابد. این واقعیتها نشان میدهند که دشمنی پاکستان و هند، ضربۀ کلان اقتصادی به افغانستان، کشورهای آسیای میانه و ایران است.
همچنان دشمنی پاکستان با هند سبب شده که رشد بازرگانی و صنعت در پاکستان هم آسیب ببیند. دشمنی هند و پاکستان مانع عمدهیی فراراه تطبیق طرحهای اتصال منطقهیی نیز است. در نشست ریکا در کابل، کشورهای منطقه روی وصل شدن این کشورها به همدیگر توافق کردند.
در این نشست سرتاج عزیز، مشاور امنیت ملی نخستوزیر پاکستان نیز حضور داشت. آقای عزیز در این نشست گفت، پاکستان طرفدار تطبیق طرحهایی است که در ریکا مطرح شد، اما روشن است که اسلامآباد میکوشد نقش هند را در هر پروژهیی کمرنگ بسازد. پاکستان به پروژههایی که هند در آن نقش عمده داشته باشد، روی خوش نشان نخواهد داد.
ترکیب هیأتهای شرکت کنندۀ هند و پاکستان در نشست ریکا هم جالب بود. پاکستان سرتاج عزیز را به این نشست فرستاده بود. آقای عزیز بیشتر از وزیر خارجه در حکومت آقای نواز شریف صلاحیت دارد. اما نمایندۀ هند در سطح معاون وزیر خارجه بود. هند از تلاشهای حکومت وحدت ملی برای نزدیکی با پاکستان ناراضی است. با آنکه روابط کابل ـ اسلامآباد حالا تیره است، اما این نارضایتی دهلی نو پا برجا است.
افغانستان انتظار داشت تا هند حداقل در سطح وزیر خارجه در این نشست شرکت کند. ترکیب هیأت هند در نشست ریکا نشان میدهد که نزدیکی کابل با یکی از دو کشور هند و پاکستان، نارضایتی دیگری را در پی دارد و این امر کار را برای دولت و مردم افغانستان دشوار کرده است. هند به افغانستان کمک میکند، اما پاکستان با حمایت از گروههای تروریستی، تلاش میکند هزینۀ دوستی با هند را برای افغانستان بالا ببرد. هند با آنکه هیچ فعالیت تروریستی علیه پاکستان در افغانستان سازمان نداده است، اما پاکستان نقش و حضور دیپلماتیک هند در افغانستان را برای خودش تهدید حساب میکند.
دشمنی دو قدرت هستهیی هند و پاکستان، مانع عمدۀ تأمین امنیت و توسعۀ اقتصاد منطقهیی است. جامعۀ جهانی، سازمان ملل متحد و قدرتهای بزرگ دنیا باید تلاش کنند تا هند و پاکستان اختلافهایشان را از طریق گفتوگو حل کنند. همچنان سازمان ملل متحد و قدرتهای بزرگ باید تلاش کنند تا میان هند و پاکستان اعتمادسازی شود. نزدیکی این دو کشور به همدیگر، بسیاری از مشکلات منطقه را حل میکند و آرزوی مردمان منطقه برای رسیدن به یک زندهگی بهتر را تحقق میبخشد.





