
روز جهانی زبان مادری یکی از روزهای مهمیست که همه ساله در 21 فبروری در بیشتر کشورها و سازمانها از جمله یونسکو با اشتراک نمایندگان کشورهای جهان، به ویژه کشورهای چندزبانه گرامیداشت میشود.
زبان که یکی از ابزار مهم برقراری ارتباط و انتقال فرهنگ میان ملتهای گوناگون است، گاهی باعث بروز تنشها و مخاصماتی در میان ملیتهای گوناگون در داخل یک کشور و گاهی هم میان کشورهای مختلف شده است؛ به همین منظور سازمان یونسکو روزی را به این نام، نامگذاری کرده است تا از یک طرف ظرفیت حرمتگذاری به تنوع زبانی در میان ملل گوناگون افزایش یابد و از جهتی دیگر، ضمن حمایت از مردمی که به خاطر زبانهای مادریشان مورد بیمهری و تعرض قرار گرفتهاند از نابودی زبانهایشان جلوگیری شود.
اساس این نامگذاری بر میگردد به تظاهراتی در پاکستان شرقی (بنگهدیش). در سال 1952 که هنوز بنگلهدیش جزئی از پاکستان بود، دانشجویان دانشگاه داکا در تظاهراتی مسالمتآمیز خواهان به رسمیت شناختن زبان بنگالی به عنوان زبان دوم رسمی پاکستان شدند، اما پولیس پاکستان بر آنها آتش گشود و شماری از این دانشجویان را کُشت. پس از تجزیۀ پاکستان، بنگلهدیش که آسیب این تبعیض را درک کرده بود، طی درخواست رسمی از سازمان ملل متحد خواست تا روزی را به نام زبان مادری نامگذاری کند. سازمان یونسکو نیز در نوامبر 1999، 21ام فبروری هر سال را به نام روز جهانی زبان مادری نامگذاری کرد.
حمایت از حقوق اقلیتها که بخشی از آن را زبان تشکیل میدهد و حمایت از تنوع زبانی در بسیاری از اسناد سازمان ملل متحد و دیگر سازمانها، مورد حمایت قرار گرفته است. با وجود آن که تمام اسناد حقوق بشری سازمان ملل با تأکید بر اصل منع تبعیض بر اقلیتها، حقوق آنها را مورد حمایت قرار داده، تنها قواعد ویژه در حمایت از اقلیتها در مادۀ 27 میثاق بینالمللی حقوق مدنی سیاسی ICCPR))، مادۀ 30 کنوانسیون حقوق کودک CRC))، و اعلامیۀ 1992 حقوق افراد متعلق به گروههای اقلیت ملی، قومی، مذهبی و زبانی سازمان ملل متحد دیده میشود. بر اساس بند نخست مادۀ دوم اعلامیۀ 1992، افراد وابسته به گروههای اقلیت حق دارند از حقوق فرهنگی، اجرای مراسم مذهبی، به کاربردن زبان مادری در حوزههای عمومی و خصوصی بهرهمند شوند؛ و اعلامیۀ جهانی حقوق زبان مادری 1996 که چهارچوب مشخصی را برای کشورها در جهت ارجگذاری، حفظ و گسترش زبانها مشخص کرده است.
دو سند مهم دیگری که در زمینۀ حمایت از تنوع زبانی و فرهنگی و حقوق اقلیتها در اروپا رویدست گرفته شده و توانسته است بر اکثر کشورها تأثیر بگذارد؛ کنوانسیون حمایت از اقلیتهای ملی شورای اروپا، مصوب نوامبر ۱۹۹۴ و منشور 1998 اروپایی برای زبانهای منطقه و اقلیتها ECRML)) است. در هر دو سند به حمایت از اقلیتهای بومی و حرمتگذاری به زبانها و فرهنگهای گوناگون تأکید شده و هر نوع تعرض بر افراد، به خاطر داشتن زبانی متفاوت منع شده است. منشور 1998 دو هدف عمده دارد:
- حمایت و حفاظت از زبانهای اقلیت و منطقهیی که به عنوان جزئی از میراث فرهنگی اروپا با خطر انقراض مواجه است.
- فراهمکردن شرایطی که در آن متکلمان زبانهای گوناگون بتوانند در زندگی خصوصی و همگانی از زبان خود استفاده کنند.

اسناد یادشده، اعلامیههای جهانی و بحث جهانیشدن باعث شده است تا کشورهای زیادی به این عقلانیت دست یابند که تنوع زبانی و فرهنگی در سطح جهان به ویژه تنوع زبانی در داخل کشورهایشان را به رسمیت شناخته و مورد احترام قرار دهند، اما هنوز هستند کشورهای چند زبانهیی به شمول کشور ما که به آن عقلانیت لازم و فهم کامل از پذیریش یکدیگر و استفاۀ مؤثر از تنوع زبانی و فرهنگی دست نیافته و با دامنزدند به تعصب زبانی و برخوردهای تبعیضآمیز سبب بروز تنشهای میان ملیتهای گوناگون و عقبمانی همگانی میشود. هرچند قانون اساسی افغانستان در مادۀ 16 (با وجود دستبردی که به آن زده شده است) تنوع زبانی و حق استفاده از زبانهای رایج در کشور را پذیرفته است، اما همین ماده هم هیچگاه جنبۀ عملی به خود نگرفته و بانیان قانون اساسی اصلیترین عامل زیر پاکردن تنوع زبانی در کشور بودهاند.
با وجود این همه، در سالهای پسین آگاهی نسل جوان در افغانستان باعث شده تا از این روز مهم در شهرهای بزرگ کشور گرامیداشت شود و چنین فعالیتهایی تا حدودی سبب آگاهی حاکمان کشور بر ریزودرشتهای عملکردشان در مسائل زبانی شده، اما هیچگاه تا کنون به گونۀ عملی کاری برای پذیرش فرهنگ تنوع زبانی از سوی دولت انجام نشده است.
بزرگداشت از این روز به ما میآموزد تا ظرفیت حرمتگذاری به تنوع زبانی را در خود ایجاد کنیم و سعی نکنیم به دیگری به دلیل تفاوت زبانی دشمنی و حسادت کنیم و از جهتی هم جوامع امروزی جوامع تنوع و همدیگرپذیری است؛ کشورهای توسعهیافته تلاش میکنند ضمن جلوگیری از نابودی زبانهای دیرینۀشان، تنوع فرهنگی در کشورهای خود را توسعه بخشند و افراد نیز تلاش دارند برای استفادۀ مؤثر از دانش، تکنالوژی و فرهنگ جوامع دیگر در چندین زبان مهارت داشته باشند.
دولت افغانستان و گروههای فرهنگی-زبانی در کشور باید بکوشند تا از این تنوع که برای خیلی از کشورها به یک فرصت مبدل شده است، استفادۀ مؤثر کنند. آنها پیش از هر چیز دیگری، باید تلاش کنند تا زبانهای متنوع کشور را شناسایی و برای رشد و بقای آنها برنامههای کارایی را روی دست گیرند.
برخوردهای تبعیضآمیز و غیرعقلانی شماری از زمامداران در کشور باعث شده است تا شهروندان افغانستان از آموختن زبانهای یکدیگر خودداری کنند و حتا برای ضعیف ساختن زبانهای غیر از زبان خود آستین بالا بزنند. این روند غیرعقلانی هرچه بیشتر به درازا بکشد، خطر و آسیب بیشتری به تنوع فرهنگی و همدیگرپذیری وارد میکند و از جهتی بیتوجهی به نابودی شماری از زبانهای بومی و قابل ارزش جامعۀ ما را افزایش خواهد داد.
نویسنده: عاصم اسفزاری، روزنامهنگار





