.jpg)
روز سهشنبۀ هفتۀ گذشته، نشست سهجانبۀ روسیه، چین و پاکستان برای بررسی راههای تأمین صلح و ثبات در افغانستان در مسکوِ روسیه برگزار شد. در این نشست، اما از دولت افغانستان برای حضور در این نشست دعوت نشد. وزارت امور خارجۀ افغانستان برگزاری چنین نشستی را بدون حضور نمایندۀ افغانستان «نگرانکننده» خواند و پیش از این، مسألۀ روابط روسیه با گروه طالبان نیز مطرح شده بود. یک سال قبل هم، نمایندۀ ویژۀ ولادیمر پوتین، نخست وزیر روسیه در کابل گفته بود که این کشور به منظور جلوگیری از گسترش نفوذ داعش با طالبان ارتباط دارد. چندی پیش، سفیر روسیه در کابل بار دیگر از روابط این کشور با گروه طالبان خبر داد و گفت: «برای حفاظت از شهروندانمان با گروه طالبان تماس داریم.»
روسیه از دهۀ 1990 به اینسو، سیاست فعالی در قبال افغانستان نداشته است. پیروزی مجاهدین در برابر قشون سرخ شوروی نخبهگان و مردم این کشور را نسبت به گروههای جهادی و مذهبی بدبین کرد. پیروزی طالبان با وجود این که زنگ خطری برای کشورهای آسیایمیانه بود، اما با آن هم روسیه را وادار به اتخاذ سیاست فعال در قبال افغانستان نکرد. این کشور تنها روابط محدود با جبهات مخالف گروه طالبان برقرار کرد، اما این روابط هیچگاه تبدیل به مداخلۀ جدی این کشور در امور افغانستان و یا اتخاذ سیاست فعال این کشور در قبال افغانستان نشد. اکنون این پرسش مطرح میشود که چرا روسیه بدون نمایندۀ دولت افغانستان نشست سهجانبه را برگزار کرده است؟ چهگونه گروه طالبان به عنوان دشمن پیشین، تبدیل به دوست جدید روسیه شده است؟ آیا «بازیِ بزرگِ» جدیدی در راه است؟ در نوشتار کنونی، سعی میکنیم به این پرسشها پاسخ گوییم. با این حال، به دنبال آن نیستیم که انگیزهها و نیات چین و پاکستان را به بررسی گرفته شود. بررسی انگیزهها و دلایل این دو کشور از شرکت در نشست سهجانبه بدون نماینده افغانستان ضرورت جداگانه دارد.
.jpg)
اول ـ پایان جنگ سرد منجر به تحول جدی در ساختار نظام بینالملل شد. ساختار نظام بینالملل از دو قطبی به سلسله مراتبی تغییر کرد. ایالات متحده آمریکا، رقیب شوروی سابق در رأس هرم قدرت بینالملل قرار گرفت و روسیۀ جدید دیگر ظرفیت و توانایی آن را نداشت تا در برابر ایالات متحده آمریکا در نظم بینالملل نقش برابری را بازی کرده و الگوی جدیدی از ثبات و امنیت در سطح بینالملل تعریف کند. با این حال، ایدۀ بازگشت مجدد و قدرتمندشدن روسیه در اذهان نخبهگان سیاسی روسیه همواره وجود داشته است. نخبهگان روسی، به ویژه ولادیمر پوتین، نخست وزیر کنونی روسیه تلاش کرده است تا روسیه را دوباره به عنوان بازیگر مهم و تأثیرگذار در ساختار نظام بینالملل تبدیل کند. تقابل روسیه با غرب در مسألۀ اوکراین و حمایت از حکومت بشارالاسد در سوریه از موارد و نمونههایی اند که میتوان در همین چهارچوب فهم و درک کرد. به دیگر سخن، جهتگیری روسیه در مسألۀ سوریه گویای این مسأله است که روسیه در صدد آن است تا نقش و جایگاه خود را در ساختار و نظم بینالملل باز تعریف کند.
برگزاری نشست سهجانبه بدون حضور نمایندۀ افغانستان و روابط روسیه با گروه طالبان میتواند این پیام را به ایالات متحده برساند که این کشور میتواند آمریکا را در افغانستان از طریق حمایت و کمک نظامی و مالی گروه طالبان زمینگیر کند. در عین حال، روسیه به دنبال آن است تا به ایالات متحده آمریکا بفهماند که درآوردن صلح و ثبات در افغانستان تنها نیست. چین و پاکستان به عنوان دو قدرت مهم جهانی و منطقه را هم با خود دارد. در واقع روابط روسیه با برگزاری نشست سهجانبه در عدم حضور نمایندۀ دولت افغانستان و ایجاد روابط با گروه طالبان در صدد فشار بر ایالات متحده آمریکا است تا نقش این کشور را در سوریه بپذیرد و به این کشور در نظم و ساختار نظام بینالملل نقش بیشتری قایل شود.
.jpg)
دوم ـ پس از جنگ سرد با وجود این که نقش روسیه در تأمین نظم بینالملل کاهش یافت، اما این کشور همچنان آسیایمیانه را بخشی از قلمروی سنتی نفوذ خود به حساب میآورد. اکنون که این کشور در صدد بازتعریف نقش خود در نظم و ساختار نظام بینالملل است؛ در صدد آن است تا به آسیایمیانه توجه بیشتر کند. روابط این کشور با گروه طالبان در واقع به معنی آشنایی با ایدئولوژی گروه طالبان و جلوگیری بنیادگرایی در کشورهای آسیاییمیانه است تا از این مجرا بتواند از گسترش ناامنی در کشورهای آسیایمیانه جلوگیری کند.
از دهۀ 1990 به اینسو، یکی از نگرانیهای جدی و بنیادی روسیه گسترش اندیشۀ بنیادگرایانه در کشورهای آسیایمیانه بوده است. شهروندان کشورهای آسیایمیانه در صفوف القاعده و گروه طالبان همواره در برابر نیروهای خارجی در افغانستان جنگیدهاند و این موضوع خطری جدی برای امنیت و ثبات این کشورها به حساب میآید. از این جهت روسیه با ارتباط با گروه طالبان در صدد آشنایی با این گروه و بررسی گسترش اندیشههای بنیادگرایانه در کشورهای آسیایمیانه است. در کنار این مسأله باید گسترش داعش در افغانستان را نیز افزود. روسیه از گسترش داعش در افغانستان و در نهایت از افغانستان به کشورهای آسیایمیانه هراس دارد. به همین خاطر، با ایجاد روابط با طالبان و حمایت از این گروه در صدد آن است تا جبهات گروه طالبان را در برابر داعش تقویت کند و جلو گسترش داعش در آسیایمیانه را بگیرد.
روسیه از نشست سهجانبه به دنبال فشار بیشتر بر ایالات متحده آمریکا است. در عین حال، از گروه طالبان نیز به عنوان ابزار فشار بر آمریکا استفاده میکند تا ایالات متحده را به پذیرش نقش این کشور در سوریه به صورت خاص و دادن نقش بیشتر در نظم بینالملل به صورت عام وادار کند. در عین حال، برقراری روابط با گروه طالبان میتواند برای جلوگیری از نفوذ داعش و اندیشههای بنیادگرایانه در آسیایمیانه گامی مهم به حساب آید.





