.jpg)
کابل در شوک فرو رفته و سراسر افغانستان به میدان جنگ بنیادافکن تبدیل شده است. خون مردان، زنان و کودکان زمین مملکت بدشگون را سیراب کرده است. مردان سنگر از تمام جناحهای متخاصم یکی پس از دیگری نقش به زمین میشوند و گزند این آفتِ ناپیدا شعلۀ آتش را به مزارع گندم و برنج نیز راه داده است.
با وصف این بلیه، هفتمین دور گفتوگوها میان نمایندهگان ایالات متحده و طالبان برای استقرار صلح در افغانستان جریان دارد. یکی برای پایان نزاع و بیرونکردن نیروهایش از افغانستان تقلا میکند، دیگری برای برپایی امارت اسلامی چانه میزند تا با استقرار آن پلیدیِ کفر را بزداید.
تحریک طالبان برای زمینزدن حریف قدرتمند خود لجوجانه پایداری کرد، آبادیها را برباد داد و سرها را بر رسن دار زد. اکنون طالبان میپندارند که حضور زلمی خلیلزاد در میز گفتوگوها با ملابرادر آخند، به معنی شکست آمریکا و متحدانش در جنگ افغانستان است.
واقعیت اینست که در 18 سال گذشته چریکهای طالبان سرسختانه مقاومت کردند و بیرحمانه خون ریختاندند؛ در واقع آنچه باعث حیات و کیفیت تحریک طالبان شده، ایدئولوژی مرگبار و سمج این گروه است. اکنون آنان تصور میکنند که قاطعانه در نبرد پیروز شدهاند و جهان اسلام به پیروزی و پایداری آنان به دیدۀ تحسین و احترام مینگرد.
طالبان با پندار پیروزی در نبرد، برای استقرار امارت مورد نظرشان آماده میشوند و به زعم آنان، تشکیل مجدد امارت اسلامی به رهبری ملاها و بازماندهگان قربانیان جنگجویان طالبان، پاداش این پیروزیست. این طرز تلقی از جهتی با تفسیر مجاهدین پیشین از پاداش پیروزی شباهت دارد. هنگامی که مجاهدین پیشین حکومت نجیبالله احمدزی را ساقط کردند، قدرت را به عنوان پاداش پیروزی به دست گرفتند و در حال حاضر نیز با چنین تفسیری مدعی مالکیت قدرتاند.
طالبان با روایت ظفرمندانه از نبرد برای برخورد و حل قضیۀ افغانستان نسخه خطرناک و واپسگرایی را تدارک دیدهاند. بر اساس این نسخه، رهبران سیاسی تحریک طالبان قصد دارند با آمریکاییهای مدعی حقوق بشر و مردمسالاری در مورد خروج نیروهای خارجی تفاهم کنند، اما در مورد سرنوشت افغانستان نسخۀ منحصر به فرد دارند.
برخلاف دهل و کرنای اردوگاه محمداشرف غنی که دولت را در حد ملکیت شخصی دوستان و آشنایان تقلیل داده است، طالبان هیچ ارادهیی برای گفتوگو با جناح غنی به عنوان دولت ندارند؛ آنان صریحاً ادغام در چهارچوب حکومت کنونی را رد کردهاند.
.jpg)
برنامۀ طالبان چیست؟
بر اساس ارزیابی طالبان، تنها گروه دردسرساز احتمالی در برابر تشکیل امارت اسلامی، مجاهدین پیشین و به ویژه ائتلاف شمال است که در سال 2001 نقش کلیدی در شکست طالبان داشتند. طالبان محرمانه به آمریکاییها گوشزد کردهاند که مشکل آیندۀ آنان ائتلاف شمال است و برنامۀ مشخصی برای کنار آمدن با جماعت اخیر دارند.
آنچه را که طالبان زیر عنوان تشکیل حکومت اسلامی قلمداد میکنند، هیچ یکی از نخبهگان سیاسی افغانستان به ویژه اعضای ائتلاف شمال جسارت اعتراض در برابر آن را ندارند، پس در این صورت طالبان پارهیی از قدرت را برای تطمیع، به ائتلاف واگذار میکنند تا مشترکاً مردمسالاری نوپا را به خاک بزنند.
آنچه در کنفرانس مسکو میان نمایندهگان طالبان و شماری از رهبران مجاهدین مطرح شد، چیزی جز این نبود. پاسخ نمایندگان طالبان برای شماری از تکنوکراتهای مدعی مردمسالاری که در نشست مسکو اشتراک داشتند این بود که چون افغانستان کشور اکثریت مسلمان است، پس بایست هر امری را در اسلام جستوجو کرد.
در قرائت طالبان از اسلام نهتنها مردمسالاری، حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی بیان غربی و غیرشرعی است، بلکه آموزش و پرورش به روش مدرن نیز نامشروع است. توصیف فوزیه کوفی از اشتراککنندهگان نشست مسکو که با رهبران طالبان در دو نوبت دیدار و گفتوگو داشت، توصیف واقعبینانه است؛ کوفی گفت که طالبان هیچ تغییری نکردهاند.
این حقیقت مسلم را نمیتوان انکار کرد که طالبان فزون بر این که به دوران حکومت امارت اسلامی افتخار میکنند، رویای برگشت به آن دوران را دارند و در قرائت طالبانی، دوران امارت اسلامی، برگۀ طلایی تاریخ معاصر افغانستان است؛ بناً طالب امروز از نظر فکری هیچ تفاوتی با طالب پیش از سال 2001 ندارد.
طرح طالبان برای سرنگونی حکومت نیز قابل توجه است. از نظر آنان حکومت فعلی مستعد فروپاشی داخلی است و به محض خروج نیروهای خارجی افراد زیادی راه خود را از بدنۀ حکومت جدا میکنند و گروهی نیز آمادۀ شورش به نفع طالبان از درون حکومتاند. طالبان حکومت کنونی را عروسک و دستنشاندۀ خارجیهایی میدانند که هیچ تفاوتی با حکومت دکتر نجیبالله احمدزی ندارد.
تحریک طالبان برای از پاانداختن ارتش زیر فرمان حکومت تلاش دارد فشار را از حاشیه به مرکز وارد کند تا حکومت اجباراً به دست ملاها ساقط شود.
شماری از رهبران طالبان با مشورت اعراب در گفتوگوهای محرمانه با آمریکاییها وعده سپردهاند که آنان حکومت همانند دودمان آلسعود برپا خواهند کرد و آمریکاییها نیز حق خواهند داشت به گونه محرمانه در افغانستان پایگاه داشته باشند و حکومت آیندۀ طالبان در سیاستهای کلان منطقهیی گوش به فرمان آمریکاییها باشد.
روایت پیروزی و نسخۀ مرتج طالبان اگر به صورت موقت به تنازع پایان دهد، از مشکلات افغانستان نمیکاهد. این برنامه بیش از هر چیزی گام به عقب و رجعت به گذشتۀ ناخوشایند است. در 18 سال گذشته فرصت کافی برای جلوگیری این چنین اتفاق ناخوشایندی وجود داشت، اما فساد گسترده و ابهام در مفاهیم و مکانیسمها این امکان را از مردم افغانستان سلب کرد؛ این کوتاهی بیش از هر کسی به دوش تکنوکراتهای کوتاهنظر و قومپرستی است که از غرب آمدند و حتی در بدترین شرایط هم تیشه بر ریشۀ خویش زدند.





