
به یکی از قرارگاههای نیروهای امنیتی در ولسوالی کنرخاص میرسم. در اینجا همۀ سربازان طبق معمول پس از ادای نماز در صف میایستند و وفاداری خود را در راه دفاع از کشور نشان میدهند.
او که دارای چشمان سیاه و قد بلند است، پس از اتمام مراسم رسمی با اجازۀ فرماندهاش پای گفتوگوی ما مینشیند.
از چهره و صحبتهایش مشخص بود که با ارادۀ قوی در راه خدمت به وطن کمر بسته است.
اسماش معتبر خاکسار است و باشندۀ ولسوالی سرخرود ننگرهار و در ولسوالی خوگیانی تا صنف هشتم درس خوانده است.
میگوید پیش از پیوستن به ارتش، آموزش نظامی دیده است و 5 سال در ولایت کنر وظیفه اجرا کرده و چندین عملیات را نیز موفقانه پشت سر گذاشته است.
خاکسار میگوید که در ولسوالیهای، ناری، سوکی، درۀ پیچ و دیگر ولسوالیهای کنر در خط مقدم علیه دشمن جنگیده است.
او تجربههای تلخ و شیرینی از میدانهای نبرد دارد. میگوید، باری برای عملیات به ولسوالی ناری کنر رفته بودیم و سه شب را آنجا گذراندیم و در برگشت 83 تانک همراه ما بود که با کمین طالبان بر خوردیم. در این رویداد 3 عراده تانک از بین رفت و دو تن از همراهان ما نیز کشته شدند. طالبان نزدیک آمدند و از ما خواستند که تسلیم شویم؛ اما ما تسلیم نشدیم و خود را به پایگاه رساندیم.
خاکسار میگوید تا زمانی که یک قطره خون در بدن داریم از کشور دفاع میکنیم. صلح برای او مانند دیگر شهروندان کشور اولویت دارد؛ اما میگوید، اگر کسی با ما بجگند ما در پاسخدهی آمادگی کامل داریم.
در همین زمینه:

او تا کنون ازدواج نکرده است؛ اما مسئولیت یک خانوادۀ 10 نفری را بر عهده دارد.
این سرباز ارتش میگوید، هرچند وضعیت اقتصادیاش در گذشته خوب نبود؛ اما حالا با حقوقی که میگیرد نیازمندیهای خانوادهاش را برطرف میکند.
خاکسار از رفتار فرماندهان نظامی و مردم راضیست. او میگوید، رفتارهای نیک مردم روحیه سربازان را در راه دفاع از کشور افزایش میدهد.
خاکسار میافزاید، از وظیفه و امکاناتی که در اختیار دارم راضی هستم و برای یک سرباز جنگیدن در دفاع از کشورش نوعی عشق است که به آسانی نمیشکند.
ادامۀ صحبت با این سرباز ارتش شیرین است؛ اما پس از اشارۀ فرماندهاش مجبوریم صحبت را به پایان برسانیم. از صحبتهای او و چهرهای دیگر همسنگرانش میتوان نتیجه گرفت که عشق به وطن در خون آنان جاریست.





