زمانی که حکومت موقت به رهبری حامد کرزی در سال 2001 تشکیل شد، افغانستان هیچ واحد سازماندهیشدهیی در ساختار خود نداشت؛ ساختار نبود، ارتش نبود، پول نبود و هیچ نیروی بشری وجود نداشت. در پی جنگهای داخلی هر آن چیزی که از دولت دکتر نجیبالله به میراث مانده بود، نابود شد، حتا ساختمانها و ادارات مهم دولتی فرو ریخت و به تعقیب آن هم طالبان چون جماعتی کوچنشین آمدند و رفتند.
به همین دلیل حکومت پساطالبانی مجبور بود همه چیز را از صفر آغاز کند. آنچه که دستاوردهای 18 سال اخیر عنوان میشود، نتیجۀ توجه جامعه جهانی و کمکهای میلیارد دالری ایالات متحدۀ آمریکا است، ور نه، کشور فقیری همانند افغانستان این راه یک شبه را نمیتوانست در صد سال بپیماید.
در حال حاضر ششمین دور گفتوگوهای صلح میان نمایندهگان ایالات متحده و گروه طالبان در دوحه پایتخت قطر جریان دارد. گزارشها و گمانهزنیها حاکی از آن است که پس از پایان دور ششم گفتوگوها، نمایندهگان طالبان با هیأت مرکب از احزاب سیاسی، جامعه مدنی، زنان و حکومت افغانستان دیدار خواهند کرد و انتظار میرود که در این نشست روی مهمترین مسائل مربوط به آیندۀ افغانستان گفتوگو شود. از آنجایی که گروه طالبان به تمام امور و دستاوردهای 18 سال اخیر ملاحظه دارند و این دستاوردها را پدیدۀ غربی و غیردینی میدانند، در نشست احتمالی، پیشنهاد الغا و معامله بر شماری از این دستاوردها مطرح خواهد شد. ما در این یادداشت 10 مورد را به عنوان مهمترین دستاوردهای 18 سال اخیر برشمردهایم که معامله بر سر آنها تمام مردم افغانستان را تحت شعاع قرار میدهد.
1. ساختار
طی 18 سال اخیر، روند دولتسازی تا حدودی به خوبی پیش رفته و افغانستان صاحب قوۀ قانونگذار، اجرایی و قوۀ قضایی شده است. هرچند قوههای سهگانه به گونۀ دموکرات نهادینه نشده و استقلال و کارکرد درست این نهادها با تردید عمومی روبهرو است، اما انتظار اینست که با گذشت زمان، نهادها تکامل بپذیرند. مجموعهیی از نهادها و وزاتخانههای مختلف در بستر حکومت با مجموعۀ بزرگی از منابع بشری و امکانات که به عنوان سرمایۀ ملی در 18 سال پسین به وجود آمده است، از منظر حکومت طالبانی جاذبۀ چندانی ندارد، ساختار حکومت یکی از موارد بحثبرانگیز روی میز مذاکره با طالبان است و خواهد بود.
2. نهادهای امنیتی
در نتیجۀ حمایت شوروی سابق از حکومت وقت افغانستان، ارتش نیرومندی در این کشور تشکیل شد، اما این ارتش به دلیل اختلافات داخلی متلاشی گشت و زرهپوشها، جنگافزارهای سنگین و جنگندهها به کشورهای دیگر منتقل شد. پس از فروپاشی طالبان، افغانستان لاجرم تشکیل ارتش را از صفر آغاز کرد و در حال حاضر صاحب سهصد هزار نیروی نظامیست که در ساختار وزارت دفاع، داخله و امنیت ملی مستقرند. ارتش افغانستان صاحب نیروهای بینظیر کماندوی در سطح منطقه، زرهپوشها و شماری جنگندههای هوایی است. همانگونه که گفته میشود، طالبان در نظر دارند ارتش را نیز منحل کنند و جنگجویان مدرسهیی را جایگزین نیروهای ارتش و نیروهای پولیس و استخبارات بسازند. قرار گفتههای مقامهای ارشد حکومتی و امنیتی نهادهای امنیتی یکی از مواردی است که در گفتوگوهای صلح غیرقابل بحث خواهد بود.
3. نظام آموزشی
در 18 سال گذشته، نظام آموزشی افغانستان تا حدودی بروز شده است. پس از فروپاشی طالبان، نسل دانشآموخته و مکتبرفته روی کار آمد. این نسل آموزشهایی را فراگرفته که در اندیشۀ طالبانی بدعت و کفر تلقی میشود. نظام آموزشی افغانستان تاحدودی از مباحث خشک سلیقهیی و عقیدهیی فاصله گرفته و زمینۀ آموزش برای دختران و پسران حتا در دورترین روستاها فراهم شده است. نیروی کار و متخصص بیشتری در این مدت به وجود آمده، به همین علت نظام آموزشی افغانستان نباید دوباره از بُن ویران شود و جای آن را آموزشهای مدرسهیی بگیرد.
4. مردمسالاری
انتقال قدرت و توزیع قدرت در افغانستان همواره نزاعهای خونینی را در پی داشته است و عموم امور را بیشتر خانوادهها در کنترل خود داشتهاند. به لطف شبهدموکراسی در افغانستان تا حدودی زمینه برای دیگران نیز فراهم شده است تا در صحنۀ قدرت نمایی داشته باشند؛ دیدگاه در مورد انحصار قدرت تعدیل شده، اقلیتها به رسمیت شناخته شدهاند و حتا حکومت حق داشتن نماینده برای هندوباوران را به رسمیت شناخته است و نظام جمهوری در افغانستان، زمینۀ توزیع و انتقال قدرت را تسهیل کرده است.
5. آزادی بیان
قانون اساسی افغانستان، آزادی بیان را به عنوان حق غیرقابل تعرض به رسمیت شناخته و این امر به چند صدایی و تکثر در جامعه افغانستان کمک شایانی کرده است. جامعۀ افغانستان به صورت ذاتی جامعۀ متکثر است و آزادی بیان زمینه گفتوگو را جایگزین تنازع غیرمعقول ساخته و به بهبود وضعیت کمک بسیاری کرده است.
رادیوها، تلویزیونها، روزنامهها و شبکههای اجتماعی به تعدیل روحیۀ جمعی و تنویر افکار عمومی کمک کردهاند. طالبان هیچگاه توان تحمل اعتراض و آزادی بیان را نخواهند داشت. از جانب دیگر تا حدودی فردیت مورد احترام قرار گرفته است و در قوانین افغانستان میکانیسمهایی برای تضمین این مهم پیشبینی شده است.
6. آزادی زنان
در قاموس جامعۀ سنتی افغانستان، زنان بیشتر به عنوان ماشین تولید و بردهای خانهگی مفهوم داشتند و در عرصۀ اجتماعی هیچ زنی حق حضور و فعالیت نداشت. حالا این وضعیت تغییر کرده است؛ زنان در اجتماع حضور دارند، درس میخوانند، کار میکنند و در حکومت به عنوان وزیر، سفیر و… فعالاند. آزادیهایی را که زنان در این 18 سال اخیر به دست آوردهاند ملموس و قابل تأمل بوده و در معامله با صلح محصولی گرانبها و غیرقابل تبادل انگاشته میشود.
.jpg)
7. قوانین
با وجود کاستیهایی که در زمینۀ قانونگذاری و رعایت قانون وجود دارد، افغانستان بهترین قانون اساسی منطقه را دارد، همچنین مجموعۀ قوانین دیگر که متناسب با وضعیت امروزی جهان است. آنچنان که گروه طالبان پیش از رسیدن به قدرت اعلام کردهاند، برای آنان قوانین بشری پذیرفتنی نیست و قوانین دینی مدِ نظر خود را برای آینده دارند، این رویکرد برای آینده میتواند بسیار ناگوار تمام شود.
8. نظام مالی
نظام بازار آزاد در افغانستان زمینۀ توسعۀ بازرگانی و سرمایهگذاری را فراهم کرده است. بانکهای خصوصی و مراکز تجارتی زمینۀ اشتغال و رشد سکتور خصوصی را فراهم کردهاند. زراعت توسعه یافته، مالداران با روشهای مدرن آشنا شدهاند و بهبود بر وضعیت اقتصادی مردم رونما گردیده است؛ تغییر این نظام اقتصادی در زمانی که خواست طالبان است میتواند زیانهای بسیاری را به دنبال داشته باشد.
9. جامعۀ مدنی
یکی از دستاوردهای 18 سال اخیر تعدد فعالان مدنی و نهادهای جامعه مدنی شامل احزاب سیاسی، فعالان سیاسی و فعالان حقوق بشری است. این کتله در دو دهۀ گذشته دموکراسی و اعتراض را مشق کرده و کمک شایانی به کثرتگرایی کردهاند. در این مدت جنبشهای متعددی هرچند ناپا شکل گرفت و مردم برای دادخواهی و رسیدن به خواستهای خود روشهای مدنی را آموختند و تجربه کردند. بدون شک پس از ورود طالبان چنین جنبشهایی نمیتوانند به شکل کنونی فعالیت کنند و یکی از موارد روی میز گفتوگو هم بیتردید صدای رسای این جنبشها است.
10. هنر
در دو دور حکومت حامد کرزی و یک دور حکومت وحدت ملی زمینه برای پیشرفت موسیقی، رقص، سینما، نقاشی ودیگر ژانرهای هنری فراهم شده و افغانستان در این زمینه دستاوردهای فراوانی داشته است. طالبان با هنر مشکل دارند؛ نقاشی را عملی کفری میدانند و موسیقی را حرام و گناه میپندارند. به این ترتیب در نظام طالبانی هنر ممنوع و در معرض تهدید قرار دارد و این مورد نیز احتمالاً در گفتوگوها مورد بحث قرار خواهد گرفت و بدون شک غیرقابل معامله خواهد بود.
اشاره: طالبان نمایندهگان وابستۀ تفکر جزمی تا کنون از موقف خود در گفتوگوهای صلح کوتاه نیامدهاند. بسیاری از دیگراندیشان به این عقیدهاند، در صورت موافقت طالبان و آمریکا، آیندۀ افغانستان مکدر خواهد شد و نظام تئوکراتیک آنان افغانستان را دوباره به جهنم دیگراندیشان، زنان، هنرمندان و مردم مبدل خواهد کرد. در زمان حاکمیت گروه طالبان، ارزشهایی از جمله آزادیهای فردی و حقوق بشر هیچ اهمیتی نداشت و هر گونه اظهار نظر در این زمینه به معنی بیدینی و کفروزی تلقی میشد؛ هر شهروندی که آن روزها در افغانستان زیسته باشد، خاطرات بسیاری مبنی بر اثبات این مدعا با خود دارد؛ پس از این موارد باید به عنوان موارد غیرقابل معامله در میز گفتوگو با طالبان یاد شود.
در همین زمینه





