درماندگی در داخل و سرگردانی در خارج

نجیب‌الله، پس از چند سال زندگی در هلمند، با افزایش هرچه بیشتر فشار اقتصادی تصمیم می‌گیرد که  برای یافتن کار به پاکستان سفر کند. به همین دلیل، این سو و آن سو به دنبال قاچاقبر به اصطلاح «اطمینانی» می‌گردد؛ تا این‌که سرانجام یک نشانی را می‌یابد و با قاچاقبر دربارۀ راه‌های خروج از کشور به توافق می رسد.

قاچاقبر از نجیب‌الله مزدش را می‌خواهد و نجیب‌الله مقدار پولی را که با زحمات فراوان کسب کرده بود، در اختیار قاچاقبر قرار می‌دهد و راهی پاکستان می‌شود. تا رسیدن به لاهور از هفت‌خوان رستم می‌گذرد و سختی‌های زیادی را متحمل می‌شود. سر هر پاسگاه و در هر قرارگاهی در داخل خاک پاکستان، مجبور می‌شود که به این و آن باج بدهد و رشوه بپردازد. با این حال و به گفتۀ خودش، مسئولان پاسگاه‌ها با وی بدرفتاری کرده و او را آزار داده‌اند.

با این‌که قاچاقبر به نجیب‌الله وعده داده بود، به محض رسیدن به لاهور او را به یک کارخانه‌دار معرفی کرده و به کار می‌گمارد، اما نجیب‌الله با از سر گذشتاندن یک ماه سرگردانی، عاطل و باطل در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر می‌چرخد. دیگر از قاچاقبر خبری نیست و نجیب‌الله نیز روز را در پی کار به شب می‌رساند و شب را در پارک‌ها و جاده‌ها صبح می‌کند.

هر صبح با طلوع آفتاب، نجیب‌الله سراغ هوتل‌داران می‌رود تا شاید او را استخدام کنند. سرانجام یکی از هوتل‌داران او را می‌پذیرد. با صاحب هوتل به توافق می‌رسد تا در برابر 3 هزار کلدار در ماه در هوتل کار کند. پس از چند ماه کار، آن‌گاه که نجیب دستمزدش را طلب می‌کند، مالک هوتل طفره می‌رود و حق‌اش را نمی‌دهد. سرانجام پس از زاری و خواهش و تهدید و خط‌ و نشان‌کشی، هوتل‌دار از ماه‌ها معاش عقب‌ماندۀ نجیب، یک ماه‌اش را می‌پردازد.

پس از مدتی، پولیس پاکستان رد نجیب‌الله را گرفته، او را یافته و دستگیر می‌کند. نجیب‌الله بلافاصله و بدون تفهیم اتهام راهی زندان می‌شود.

نجیب که به نیت یافتن کار و کسب درآمد به پاکستان رفته بود، با دستانی خالی و روانی پریشان دوباره به کشورش باز می‌گردد و دیگر هوای سفر به سرش نمی‌زند. او که اکنون چند ماهی است به هلمند بازگشته، می‌گوید، اگر پولی را که به زحمت بسیار جمع‌آوری کرده بود، به قاچاقبر نمی‌داد و کارش را رها نمی‌کرد و فریب قاچاقبر را نمی‌خورد، شاید اکنون زندگی بهتری می‌داشت.

اما پرسش اصلی این‌جاست، آن‌که با هزار درماندگی به کشور بازگشته، آیا سرپناهی دارد که در آن فرو رود؟ آیا هیچ نهاد دولتی یا بین‌المللی از وی حمایت خواهد کرد یا خیر؟

سیدمحمد رامین آمر ادغام مجدد ولایت هلمند، پیرامون رسیدگی به مهاجران بازگشته به کشور می‌گوید که ریاست مهاجران و بازگشت‌کنندگان با نهادهای بین‌المللی قرارداد دارد و مهاجران پس از بازگشت به کشور در دو مرحلۀ حالت اضطرار و حالت اسکان، می‌توانند از کمک‌های این ریاست بهره‌مند شوند.

آمر ادغام مجدد ولایت هلمند همچنین می‌افزاید که به مهاجران بی‌اسناد و همچنین پناهجویانی که به صورت اجباری به کشور بازگشته‌اند و زمینۀ کار برای‌شان مهیا نیست، کمک مالی می‌شود تا بتوانند برای خود شغلی دست‌وپا کنند.

به هر حال سرنوشت نجیب نشانی از تقدیر هزاران مهاجری است که هنوز هم در سرگردانی صرف و درماندگی بی‌انتها گیرمانده‌اند و درگیرند.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام