.jpg)
اگر روزی هوای سیاحت در کابل به سرتان زد و از خیابانهای پایتخت گذشتید، در هر چهارراه مطمئناً کودکانی به نظرتان میخورد که شغلشان «دادزدن» است. این کودکان از صبح اول وقت تا ناوقتهای شام برای پیداکردن لقمه نانی فقط جار میزنند، فقط جار. این کودکان صبحها بر سر کول همدیگر برای جذب رانندهگان میپرند و شام هم آخرین افرادی اند که در عقب موترها خود را انداخته و عازم خانه میشوند.
مجتبا و حسیب 12 و 14 ساله که مقر کاروبارشان پل باغ عمومی کابل است میگویند، دو سال است که در این منطقه برای موترها مسافر پیدا میکنند و عواید روزانۀشان به طور میانگین به 200 افغانی میرسد.
مجتبا میگوید که پدرش گاری دارد و درآمد او برای مصارف خانواده کافی نیست. مجتبای کوچک میگوید که مجبور است برای زندهماندن از درس و تعلیم بگذرد. این کودک 12 ساله برادر بزرگش را در یک رویداد ترافیکی از دست داده و به گفتۀ خودش پس از این رویداد بار بیشتری روی شانههایش افتاده است.
اما وضعیت حسیب نسبت به مجتبا بدتر است. با حسیب در کناری نشستم؛ کودکی بااحساس و آرام. میگوید، پدرش به خاطر سنوسال زیاد دیگر یارای کار را ندارد و در کنج خانه افتاده است. این کودک میگوید که دیگر چارهیی جز کارکردن با تنها توانایی اش (جارزدن) ندارد: «مجبورم کار کنم، به خاطر برادران کوچکترم حاضرم دست به هر کاری بزنم تا این روزگار را به پیش ببرم.»
.jpg)
این دو کودک مشت نمونۀ خروار کودکانی اند که در کوچهوبازار و دور از سرگرمیهای کودکانه و آموزش برای به دستآوردن حداقل دستمزد کار میکنند و تمامشان اقتصاد ضعیف را مقصر محرومیتشان از تفریحات کودکانه میدانند.
خانوادههای حسیب و مجتبا نیز میگویند که اگر ناچار نمیبودند، هرگز عزیزان و جگرگوشههای خود را در شهر آشفتهیی چون کابل برای کار به بیرون نمیفرستادند. این خانوادهها میگویند، اگر حکومت طرحی برای اشتغالزایی روی دست میداشت، هرگز روزگار به حدی خراب نمیشد که کودکانشان را برای یک لقمه نان به بیرون بفرستند. این خانوادهها وعده میدهند که اگر زمینۀ کار برای بزرگترها فراهم شود، کودکانشان را از کارهای شاقه منع کرده و به آموزش آنان توجه خواهند کرد.
اما عبدالفتاح عشرت احمدزی، سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی میگوید، دولت برنامههای همهجانبه و درازمدتی برای خانوادههای کودکان کارگر روی دست دارد و در حال حاضر بیشتر این طرحها عملی شده اند.
به گفتۀ سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی، هماکنون 2 میلیون کودک در سراسر کشور مصروف کار اند که از این میان، شغل 1.5 میلیون تن از کودکان فراتر از توان و سنوسالشان است.
حالا که حرف از کار شاقه و بیرون از منزل کودکان زده شد، بهتر است بدانیم که چنین کارهایی چه تأثیری بر روان این فرشتههای کوچک دارد.
سیدروحالله رضوانی، روانشناس به این باور است که کار شاقۀ کودکان، آنها را نسبت به آینده بدبین میکند و سبب رشد خشونت در خانه و بزهکاری در محیط اجتماعی میشود. رضوانی میگوید، افرادی که در دوران کودکی مجالی برای بازیهای کودکانه و آموزشوپرورش نداشته اند، در بزرگسالی در برخورد با امور زندهگیشان کودکانه و در بعضی موارد عقدهمندانه رفتار میکنند.





