خشونت و سکوت؛ روایتی از آزارواذیت جنسی در افغانستان

«کودکی که به دنبال گدی‌پران به کوچه پس‌کوچه‌ها می‌دود و چند نوجوان شرور که نقشۀ تجاوز به او را کشیده‌اند و «موفق به عملی کردنش می‌شوند.» این تصویری‌ست که خالد حسینی، نویسندۀ پرآوازۀ افغانستان از آزارواذیت یک کودک در «گدی‌پران‌باز» می‌نمایاند. خوانش من از گدی‌پران‌باز و تجسم این صحنه موجب شد به دنبال آسیب‌شناسی آزارواذیت جنسی برآیم.

آزارواذیت جنسی کودکان قضیه‌یی تازه نیست و پدیده‌یی‌ست اجتماعی که در کشورهای جهان سومی و جوامع عقب‌مانده به انواع مختلفی نمایان می‌شود.

شکوفه، زن میان‌سالی‌ست که پرده از رازی دیرینه برمی‌دارد. او می‌گوید، وقتی در کودکی به خانۀ یک هم‌صنفی‌اش می‌رفته، پدر دوستش به بهانۀ بازی بدن او را لمس می‌کرده است، «با این که بسیار خردسال بودم، اما این صحنه، برایم غیرعادی می‌نمود.» شکوفه می‌گوید، حین این تجربه حالت تهوع به او دست داده و حالا که سال‌های زیادی از آن روزها می‌گذرد، هرگز نتوانسته این تجربۀ تلخ کودکی را از یاد ببرد. این زن می‌افزاید، تجربۀ آزارواذیت جنسی سبب شد بیشتر متوجه رفتار و روابط کودکانش باشد.

عوامل گوناگونی چون فقرجنسی، بی‌سوادی و از همه مهمتر عدم آگاهی کودکان از مسایل جنسی سبب‌شده تا کودکان زیادی در دام بزرگ‌ترها افتاده و مورد آزارواذیت جنسی قرار گیرند. در کشورهای جهان سومی و نسبتاً عقب‌مانده چون افغانستان، موضوعات جنسی پوشیده مانده و روایت آن حتا به منظور آموزش، بی‌شرمی پنداشته می‌شود.

شریف بهار که چهار فرزند دارد می‌گوید، دوست ندارد دربارۀ موضوعات جنسی با کودکانش صحبت کند و برای این که کودکانش را از آزارواذیت جنسی نجات دهد به گفتن این که «با بزرگ‌ترها شوخی نکنید!» اکتفا می‌کند.

ثریا نیز دید مشابهی دارد. او که مادر پسری سه ساله است می‌گوید، علاقه‌یی برای گفت‌وگو دربارۀ موضوعات جنسی با کودکش ندارد و می‌خواهد فرزندش را به صورت غیرمستقیم نسبت به چنین تجربه‌هایی آگاه کند.

عالیه یلماز، اما گفت‌وگوی نسبتاً واضح دربارۀ موضوعات جنسی خانواده‌ها با کودکان را پیشنهاد می‌کند. به گفتۀ او، کودکان در سنین مختلف باید دربارۀ نجات از آزارواذیت آموزش ببینند. سوای آگاهی‌یابی، کودکان جرئت می‌یابند تا در صورت تجربۀ آزارواذیت جنسی با خانواده‌های خود صحبت کنند.

جمعه‌خان محمدی، جامعه‌شناس می‌گوید، آزارواذیت تنها خطری نیست که کودکان را تهدید می‌کند، «خانواده‌ها باید دربارۀ هر موضوع این‌چنینی با کودکان‌شان گفت‌وگو کنند و حداقل هر ماه یک بار جلسه‌یی خودمانی داشته باشند. اما آقای محمدی تأکید می‌کند که خانواده‌ها باید نسبت به سطح گفت‌وگوی خود با کودکان متوجه باشند و متوازن به سن کودک خود آنان را نسبت به آزارواذیت جنسی آگاهی دهند.

کودکان همواره در معرض آزارواذیت قرار دارند، زیرا عمدتاً آزاردهندگان آشنایی کاملی نسبت به قربانی دارند. فلیپ رایس، نویسندۀ کتاب «روان‌شناسی رشد» می‌گوید، کودکان به راحتی اعتماد می‌کنند و به دلیل وابستگی، نیاز به تأییدشدن و محبت، هر کاری که از آن‌ها خواسته شود را انجام می‌دهند. در قسمتی از این اثر، نویسنده می‌گوید: «بسیاری از مردم از این مسألۀ مهم اطلاع ندارند که اگر سوء‌استفاده‌کننده از خویشاوندان نباشد، معمولاً کسی‌ست که کودک او را می‌شناسد یا به او اعتماد دارد؛ فقط درصد اندکی از افراد مزاحم برای کودک کاملاً غریبه‌اند. فرد غریبه مجبور است ساعت‌ها یا روز‌ها وقت صرف کند تا اعتماد کودک را جلب کند.»

بر بنیاد آمارها، از هر ده کودک در سراسر جهان یک کودک قربانی آزارواذیت جنسی بوده است و 90 درصد از قربانیان آزارجنسی آزاردهنده را می‌شناسند. این ارقام سبب شده تا بسیاری از کشورها از خانواده‌ها بخواهند تا در این باره با کودکان خود گفت‌وگو کنند. از این شمار نیوزیلند را می‌توان نام برد که گفت‌وگویی دوطرفه و دوستانه را به پدرومادرها و کودکان پیشنهاد می‌کند. گفته می‌شود، کودکانی که می‌توانند جریان را به یک بزرگسال قابل اعتماد بازگو کنند در مقایسه با کودکانی که قضیه را همچنان بازگونشده نگه می‌دارند، با آسیب کمتری مواجه خواهند شد. هم‌چنان کودکانی که به محض قربانی‌شدن قضیه را بازگو می‌کنند، خیلی کمتر از کودکانی که این مطلب را برای سال‌ها مانند یک راز نگه می‌دارند، لطمه می‌بینند.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام