واحد کابل شاخۀ ولایت خراسان داعش: از 2014 تا اکنون
در تابستان سال 2014، ماهها پیش از آنکه شاخۀ ولایت خراسان داعش بهگونۀ رسمی اعلام موجودیت کند، مواد تبلیغاتی حاوی پیامهای این گروه از سوی رهبری مرکزی داعش پس از نماز عید فطر در یکی از مسجدهای سلفی در غرب کابل میان مردم پخش شد. رهبران این گروه سلفی که در اطراف این مسجد ساکن بودند، در همکاری با مدرسههای مربوطه دههها پیش از ظهور داعش بر آموزش صدها زن و مرد جوان نظارت میکردند. یک گروه نیرومند ده نفری از میان دانشآموزان این مدرسهها دستیاری رهبران سلفی را به عهده گرفته و در بیرون از شهر کابل با اسلحههای مجهز به صدا خفهکن، شروع به تمرینات نظامی کردند. آنان از آغازین روزهای سال 2012 به میدان جنگ رفته و در ولایتهای جنوبی و غربی کابل در کنار طالبان مشغول نبرد شدند.
براساس مصاحبهها، هنگامی که شاخۀ ولایت خراسان داعش در سال 2015 ظهور کرد، این گروههای شبهنظامی تبدیل به نیروی محرکه داعش شد و اقدام به جذب عضو برای شاخۀ ولایت خراسان داعش کردند. در سالهای بعدی، ریاست عمومی امنیت ملی یا سازمان اطلاعات افغانستان، شماری از این رهبران داعش را بازداشت کرد. یکی از آنان چندینبار بازداشت شد، اما به دلیل ترس از واکنش علما یا آنچه که مقامهای امنیتی عدم موجودیت مدارک کافی میگویند، دوباره آزاد شد. در عملیاتی که نیروهای امنیت ملی در سال 2019 انجام دادند، سه استاد دانشگاه کابل بازداشت شدند. این استادان کسانی بودند که دانشجویان بارها از دیدگاههای تندروانۀ آنان در صنفهای «فرهنگ اسلامی» شکایت کرده بودند. گروه دیگری که به سوی شاخۀ ولایت خراسان داعش تغییر جهت داد، اعضای یک حلقۀ وابسته به القاعده بود که در اطراف دانشگاه طبی کابل اقامت داشتند. گروهی که در ترور ناکام حامد کرزی، رئیسجمهوری پیشین افغانستان در سال 2011 دخیل بودند. با این حال، چهگونهگی ساختار این واحد نو پا بهگونۀ دقیق مشخص نیست.
گزارشهای منابع باز و مصاحبههای در دسترس، اطلاعاتی اندکی در مورد ساختار اولیه واحد کابل شاخۀ ولایت خراسان داعش ارایه میکند. براساس گزارشها، در این اواخر رهبری واحد کابل داعش را یک ملای جوان اهل نجراب عهدهدار بوده است. این فرد از دانشگاه دولتی البیرونی ولایت کاپیسا فارغالتحصیل شده است. به نظر میرسد که در واحد کابل داعش ساختار مشخصی وجود ندارد یا هم این ساختار چنان مبهم است که کسی قادر به درک آن نیست. گروههای 5 تا ده نفری به عنوان واحد یا حلقۀ کوچک فعالیت میکنند که عضویت آنان براساس نزدیکی محل سکونتشان تعیین میشود. هر حلقه معمولاً حول محور یک شبهنظامی با تجربه یا یک ملای سلفی سازماندهی میشود.
افرادی که میخواهند به داعش بپیوندند، اولین گام را از طریق تماس بر میدارند، این تماس معمولاً از طریق شبکههای اجتماعی یا خدمات پیامهای فوری به پایگاه ننگرهار یا از طریق افرادی در کابل انجام میشود. تقریباً تمام کسانی که از این طریق با پایگاه داعش در ننگرهار تماس میگیرند، دیر یا زود دستکم یکبار به ننگرهار سفر میکنند تا آموزش ببینند یا در آنجا ساکن شده و در کنار دیگر دوستانشان در مناطق کوهستانی بجنگند. برخی از این افراد همراه با زن و فرزندانشان خانههای خود را در کابل و ولایتهای همجوار ترک کرده و در کنار خانوادههای دیگر جنگجویان زندهگی کوچیوار اختیار کرده و در دهکدههای دور دست ساکن میشوند و برخیهایشان دیگر هرگز به کابل برنگشتهاند. در برخی موارد، اعضای جدیدی که آرزو دارند به ننگرها سفر کنند، پیش از دعوت و سفر به «سرزمین خلافت» برای چند هفته در کابل منتظر نگهداشته میشوند. یکی از مصاحبهشوندهگان که شش ماه را در سال 2017 در ننگرهار سپری کرده بود، میگوید که پس از رسیدن به ولسوالی اچین در جنوب ننگرهار، در میان گروهی از تازهواردان سکونت داده شد و در ماههای نخست به شدت از آنان نظارت میشد. جنگجویان همیشه در اردوگاهها زندهگی میکردند – جایی که نگهبانان تا زمان مغزشویی کامل – بر آنان نظارت میکردند.
علاوه بر کمیابی اطلاعات معتبر در مورد چهگونهگی ابعاد عملیاتی واحد کابل، به دستآوردن اطلاعات در مورد چهگونهگی برنامهریزی حملات این گروه همواره مشکل بوده است. با این حال، اطلاعاتی که از طریق مصاحبه به دست آمده است، نشان میدهد که معمولاً فرمان برنامهریزی و انجام حملات بهگونۀ مستقیم از سوی یک حلقۀ کوچکی از رهبران داعش در ننگرهار صادر میشد. احتمالاً حلقههای دیگری که در این حملات دخیل نبودند، بیخبر نگهداشته میشدند. به نظر میرسد هر حلقه برای ارتباط با مرکز فرماندهیشان در ننگرهار از خطوط جداگانه استفاده میکردهاند. در یک مورد پس از حمله بر مسجد امام زمان در غرب کابل در سال 2017، امنیت ملی اعضای دو حلقه را بازداشت کرد. یکی از مصاحبهشوندهگان داعش که مدت زمانی را با اعضای این حلقهها در بازداشت سپری کرده است، میگوید که ظاهراً هر دو گروه (عهدهدار وظیفههای متفاوت) در حمله دخیل بودند، اما میافزاید که این دو حلقه آگاهی قبلی از همدیگر نداشتند و پس از باداشت در بازداشتگاه امنیت ملی باهم آشنا شدند. اعضای هر دو حلقه و انتحارییی که بر مسجد حمله کرد، بهگونۀ عمومی مشخصات مشترک واحد کابل شاخۀ ولایت خراسان داعش را داشتند. آنان آموزشدیده بوده و در کابل بزرگ شده یا بخشی زیادی از زندهگیشان را در کابل و شهرهای اطراف کابل سپری کرده بودند. پیشینۀ وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادههایشان متفاوت بود، اما برخی از آنان متعلق به خانوادههای ثروتمند بودند. مقامهای ارشد امنیتی و اطلاعاتی افغانستان میگویند که آنان اطلاعات کافی در دست دارند که براساس آن میتوانند در مورد روشهای عملیاتی داعش دستکم به یک نتیجهگیری مهم برسند: تمام حملاتی را که مسئولیت آنان را داعش به عهده گرفته است، به همان زنجیرۀ از تدارکات و لجستیک مرتبط است که طالبان (به شمول شاخۀ مخوف شبکۀ حقانی) از آن برای اجرای حملاتشان در پایتخت استفاده میکنند. این مقامات به این نتیجه رسیدند که تمام گروههای شبهنظامی تجهیزات مورد نیازشان برای عملیات در کابل را از یک شبکۀ جنایتکار تروریستی تهیه میکنند. آنان میگویند، ممکن است این شبکه با پرداخت پول حمایت مقامهای فاسد در سیستم امنیتی حکومت را خریده باشد.
مقامهای امنیتی در سالهای اخیر چندین حملۀ بزرگ را که داعش مسئولیت آن را به عهده گرفته بود، رد کرده و آن حملات را به شبکۀ حقانی یا به طور کلی به طالبان نسبت دادهاند. در اواخر ماه فبروری سال 2020 توافقنامۀ میان امریکا و طالبان در دوحه امضا شد که منجر به قطع حملات طالبان به اهداف خارجی و کاهش قابل توجه در حملات به شهرها دستکم تا اواسط ماه می شده بود. با این حال، پس از حملاتی که در ماه می به شمول حمله بر زایشگاهی در کابل انجام شد و مسئولیت آن را داعش به عهده گرفت، اما حکومت این حملات را به طالبان نسبت داد و رئیسجمهور غنی به نیروهای امنیتی دستور داد که به حالت تهاجمی پیش از امضای توافقنامه برگردند. به نظر میرسد کاهش حملات طالبان بر مراکز شهرها پس از امضای توافقنامه و قطع حملات این گروه بر نیروهای خارجی، به واحد کابل شاخۀ خراسان داعش انگیزه داده است تا از این فرصت استفاده کرده و بهمنظور افزایش وجههاش اقداماتی را روی دست بگیرد. شاخۀ خراسان داعش در ماه مارچ مسئولیت دو حملۀ بزرگ بر اقلیتهای مذهبی در کابل را به عهده گرفت. این گروه در ششم ماه مارچ بر مراسم سالگرد یکی از رهبران هزاره حمله کرد که در نتیجۀ آن 32 تن کشته شدند. این گروه در 25 ماه مارچ حملۀ دیگری را بر عبادتگاه سیکها در کابل انجام داد که منجر به کشته شدن 25 عبادتکننده شد. شاخۀ خراسان داعش در نهم ماه اپریل به پایگاه اصلی ارتش امریکا در شمال کابل موشک شلیک کرد که به گفتۀ مقامهای امریکایی این حمله تلفات و خساراتی بر جای نگذاشت، اما این حمله جالب توجه بود، زیرا نخستینبار بود که داعش پایگاه بگرام را اینگونه مورد حمله قرار میداد.
وحشتناکترین حملۀ که برخیها به شمول مقامهای ارشد امریکایی آن را به شاخۀ خراسان داعش نسبت میدهند در 12 ماه می در کابل انجام شد. در این روز مردان مسلح وارد یک زایشگاه در محلۀ شیعهنشین کابل شدند و 24 تن به شمول نوزادان و مادران در حال زایمان را به قتل رساندند. مقامهای حکومتی مدعی ارتباط این حمله با حملات اخیر طالبان شدند، اما مشخصات فرقهیی این هدف گویای دستداشتن داعش در این حمله است. اگر گزارشهایی که از دخالت داعش در این حمله خبر میدهند، درست باشد، ممکن است این گروه تصمیم گرفته باشد که مسئولیت آن را به گونۀ علنی به عهده نگیرد، زیرا چنین ادعایی ممکن است حمایت و پشتیبانی همۀ اعضای داعش را در پی نداشته و به روند سربازیگیری این گروه آسیب بزند. حمله بر زایشگاه کابل همزمان با حملۀ دیگری در ولایت ننگرهار – پناهگاه اصلی داعش – اتفاق افتاد که منجر به کشته شدن بیش از 30 تن شد. شاخۀ خراسان داعش فوراً مسئولیت این حمله را نیز به عهده گرفت.
این حملات و الگوی هدفگیری نشان میدهد که شاخۀ ولایت خراسان داعش از فقدان حملات طالبان بر مناطق شهری به ویژه کابل به عنوان فرصتی برای جلب توجه بیشتر، رسیدن به اهدف دیرینهاش به حیث نیروی جایگزین طالبان استفاده کرده و روایتشان را به عنوان یک گروه غیرقابل سازش در جهاد افغانستان به پیش ببرند. این پیام با بیانیههای جدید داعش که در آن طالبان به دلیل خیانت به جهاد افغانستان (پس از توافقنامۀ دوحه) سرزنش شده، برجسته میشود. شاخۀ ولایت خراسان داعش در این بیانیهها مدعی شده است که این گروه آماده است و میتواند خلای ناشی از حضور طالبان را پر کند.
منبع: موسسۀ صلح ایالات متحده امریکا
برگردان: علی احمدی





