نقاشی بمب‌باران دهکدۀ گرنیکای اسپانیا از سوی نیروهای نازی (گرنیکا: 1937؛ اثر پابلو پیکاسو)

جنگ به عنوان یکی از پدیده‌های مشخص اجتماعی، ابتدا از زمانی که جوامع از زبان و ارزش‌ها به نحو وسیلۀ ارتباطی استفاده می‌کرده، به وجود آمده است. ماهیت جنگ که بازتاب ستیزۀ گروهی و خشن میان کشورها و جوامع مختلف صورت می‌پذیرد، بیشتر در قلمرو تحقیقات علم سیاست و روابط بین‌المللی می‌گنجد.

ریشه و علت جنگ به طور یک‌سان میان انسان و حیوان نهفته و پرخاشگری بخشی از تکامل طبیعت بوده که در نهاد انسان اعطا گردیده است. خصیصۀ جنگ‌طلبی و تندخویی از بدو شروع تاریخ تکامل انسانی در نهاد بشر مورد توافق محققان مردم‌شناس و زیست‌شناس می‌باشند؛ بنابراین انسان نیز مثل سایر انواع موجودات زنده، محصول تکامل تدریجی طبیعی شناخته می‌شود.

منازعه و هم‌کاری، هم‌زاد و هم‌پای زنده‌گی اجتماعی عرض اندام کرده است؛ -نزاع همیشه یک رفتار ظاهری تلقی شده ـ اگر زورگویی و درگیری را به صفت یک پدیدۀ کامل و دقیق متحول و مولود نظام اجتماعی و فرهنگی بدانیم، نزاع می‌تواند با ویژه‌گی‌های خاص فرهنگی توأم بوده و هم‌زمان به آن، هر کدام از آن‌ها دارای انگیزه‌ها و علل گوناگون باشند.

دوستی و دشمنی‌ها هر دو دارای منشأ و مبنای واحد طبیعی است و اهمیت نزاع را در راستای تکامل اجتماعی نباید بیش از حد بزرگ جلوه‌گر ساخت. به گونۀ مثال: چون حکومت آلمان در پی به دست‌آوردن فضای حیاتی در جنگ بود و نبود آلمانی‌ها از آغاز جنگ در به دست‌آوردن مواد خام، نیروی کار ارزان و سرزمین را در بر می‌گرفت؛ بنابراین روند تحولات و تکامل اجتماعی نیز نمی‌تواند در مورد جوامع، یک‌سان عمل نماید؛ بناً به عقیدۀ برخی صاحب‌نظران، جنگ پدیدۀ مستقل از تأثیرات اجتماعی است.

جنگ در جوامع قبیله‌یی، رُخدادی‌ست که همیشه اتفاق می‌افتد. جنگ در زنده‌گی تعداد زیادی از جوامع قبیله‌یی نقش مهمی ایفا می‌کند. اشکال جنگ با جوهر آن رابطۀ تنگاتنگ و به هم پیوسته دارد. جنگ می‌تواند عامل توزیع و تقسیم مقام و موقعیت اجتماعی فرد و یا افراد گردد و موقف شخص را در جامعه معین کند.

بر بنیاد این که گروه‌های انسانی، هنجارها و ارزش‌ها را می‌آفرینند و موازی به آن توپخانه‌های مــُــدرن معاصر نیز رابطۀ متقابل و نزدیک با تکامل اجتماعی- اقتصادی به هم رسانده، مهم‌ترین علل و انگیزه‌های جنگ در ویژه‌گی‌های گروه‌گرایی، قوم‌گرایی و ملت‌گرایی فرهنگ‌ها و روابط مبتنی بر ترس متقابل از یک‌دیگر بنا گردیده است.

برتری یک جامعه در قدم اول بسته‌گی با تعقل و تدبیری دارد که مستقیماً ارتباط به افرادی می‌گیرد که از نظر محاسبۀ نظامی قادر به حمل سلاح باشند. همان‌گونه که شکل یک رژیم سیاسی به وسیلۀ درجۀ پیشرفت تکتیک اسلحه و سازمان‌دهی نظامی آن، تعیین می‌شود.

در جوامع رو به توسعه از سلاح‌های ساده و سربازان و در کشورهای پیشرفته از سلاح‌های پیچیده و اشخاص، کمتر استفاده می‌شود. در کشورهای عقب‌مانده، مصارف نظامی با هزینۀ کشورهای توسعه‌یافته قابل مقایسه نیست و همراه با بزرگ‌ترشدن ارتش، فرماندهی و مدیریت نیز متناسباً توسعه می‌یابد.

ترجیح حمله بر دفاع، مستلزم تمرکز قدرت سیاسی است و بهبود در ادوات جنگی رقابت را تشدید کرده و این امر در شرایط معیین تکامل، متنج به اتخاذ تصمیم در زمینۀ استراتژی نظامی می‌گردد؛ استراتژی، نظمی‌ست که با پیدایش دولت، پیوند نزدیک دارد. اسراتژی را می‌توان ترکیبی از علم و هنر دانست. محتویات مفاهیم استراتژیک به تعداد عناصر و گرایش‌های اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی بسته‌گی دارد.

انقلاب 1789 میلادی فرانسه در کنار ترویج افکار و عقاید، حق اِعمال حاکمیت ملی به وسیلۀ خود مردم، ارزش‌هایی مانند: آزادی، برابری و نیز بسیج عمومی را با خود به ارمغان آورد. راه‌آهن و تلگراف به زودی در طرح‌های نظامی و حتی خود مفهوم جنگ تأثیر عمیقی برجا گذاشت. اختراعات سدۀ 19 میلادی، باروت بدون دود و مسلسل‌های خودکار را می‌توان فکتورهای رشد استراتژیک معرفی کرد.

در قرن 20 نیز اختراعات تازه‌یی به ظهور رسید که از آن جمله ماشین‌های رزهی، تانک و زره‌پوش، هواپیماهای جنگی، تکامل تکتیک موشک‌ها و راکت‌ها را می‌توان تذکر داد.

شکل جنگ مـُـدرن، زادۀ روند تحول در زمینه‌های تکنالوژی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بوده است و سلاح‌های اتمی، مـُـدرن‌ترین ابزار جنگی‌اند که هدف نابودی‌شان ملت‌ها قلمداد شده و همۀ این‌ها زادۀ عصر صنعت و فناوری‌ست.

جنگ صِرف یک عمل سیاسی نیست، بلکه نوعی ابزار واقعی سیاسی‌ست که دستخوش دگرگونی‌های قرون 18 و  19 شده است. اگر استراتژی را به معنای برخوردها و کش‌مکش‌های درازمدت و مستمر بدانیم، در آن صورت تئوریسن‌های مارکسیست را می‌توان بنیان‌گذاران این گونه طرح‌های نظامی معرفی کرد.

 نبرد واترلو؛ اثر ویلیام سدلر

چون جنگ با تغییر در مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دستخوش تحولات عمیق گردیده، لازم است ریشه‌های جنگ‌های کنونی نیز در خصومت‌های افراد جوامع بشری از نظر جامعه‌شناختی جست‌وجو شود. علل، انگیزه‌، اهداف و اشکال جنگ، موازی با تغییرات اجتماعی، اقتصادی و تکنالوژیک متحول می‌شود. به گونۀ مثال: زمانی که نیروهای دریایی بریتانیا در اواخر قرن 19 میلادی به ساختن کشتی‌های نفت‌سوز مبادرت ورزیدند، مناطق نفت‌خیز نیز اهمیت فراوان نظامی کسب کرد. از همین جاست که جامعۀ آگاه با دست‌یابی به مرحلۀ عالی فرهنگ و به بی‌هوده‌گی و بی‌ثمری جنگ و کشتارهای انسان‌ها متوجه گردیده و به آن به عنوان موضوع نهایت مبرم و محوری توجه کردند.

بررسی تمام رشته‌های تاریخ، اقتصاد و جامعه‌شناسی یعنی از مطالعۀ فلسفۀ تاریخ تا تاریخ اقتصادی و از فلسفۀ فرهنگی تا جامعه‌شناسی‌ـ انعکاس‌دهندۀ معرفت است. بنیاد پدیده‌های کهنه مانند نژادپرستی، قوم‌پرستی و غیره از تمایلات توسعۀ تاریخی ناشی گردیده و ناسیونالیسم با حرکت‌های مختلف در شرایط اقتصادی‌ـ اجتماعی به شیوۀ خاص آن، از چنین شعارها بهره‌ برده است.

اهمیت اشراف‌زاده‌گان در رژیم‌های استبدادی و تمامیت‌خواه پیش از هر چیز در آن نهفته بود که مدیریت دیوان‌سالاری ارتش به آن‌ها تعلق داشت. از همین جاست که تاریخ‌نگاران به نمونه‌های بسیاری اشاره می‌کنند که چگونه دیدگاه‌های اجتماعی تنها یکی از نخبه‌گان بر تاریخ تأثیر گذاشته است.

در فرجام این نوشته با صراحت می‌توان ابراز داشت که نظامی‌گری، بیان و تجلای یک پدیدۀ عمومی بوده و سبب می‌گردد که در سرمایه‌گذاری به سهمیۀ نظامی در مقایسه به بودجۀ کل کشور، مسئولان امور به آن توجه کرده و این امر مستلزم آن است که افراد جامعه برای مقام‌های نظامی، احترام قایل شوند.

در دوران معاصر از ایالات متحدۀ آمریکا به عنوان کشور خوبی نام بُرده شده، کشوری که دارای بودجۀ بسیار بلند نظامی‌ست. رقابت بین ابرقدرت‌ها از لحاظ سیاسی باعث ایجاد منطقه‌یی به نام زون تحت نفوذ گردیده است و این رویارویی‌ها و برخوردها ارتش را هم از لحاظ بودجه و هم از لحاظ پرسونل به بار آورده است.

نفوذ ارزش‌ها و معیارهای نظامی در حال حاضر در مقیاس جهانی بسیار گسترش یافته و ایالات متحدۀ آمریکا برای دست‌یابی به اهداف جنگی، نیروهای مسلح خود را به کمیت چندین میلیون تن افزایش داده است.

تبلیغات نظامی‌گری، سیاست خارجی تجاوزکارانۀ کشورها را در کش‌مکش‌ها و مخاصمات جهانی و منطقه‌یی غرض توسعه‌طلبی، بازتاب آشکار داده که پیامد آن جز به خطر مواجه‌کردن صلح و ثبات منطقه و جهان چیز دیگری تفسیر شده نمی‌تواند.   

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام