
با همهگیری ویروس کرونا اکثر شهرهای بزرگ کشور قرنطینه شدهاند و در کنار تعطیلی همه کارها، بازار و کار سلمانیها/آرایشگاهها نیز کساد شده است. وقتی به شبکههای اجتماعی سر بزنیم، با سرهای تراشیدۀ کاربران مواجه میشویم. برخی از کاربران عکس سرهای تراشیدهشان را در فیسبوک میگذارند و با نوشتن چند کلمه و جملۀ طنزی این کارشان را توجیه میکنند. از شروع همهگیری ویروس کرونا و قرنطینه شدن شهرها تراشیدن موی سر به حدی در میان مردم رایج شده که برخیها با شوخی میگویند: تراشیدن موی سر سبب میشود تا فرد به ویروس کرونا مبتلا نشود. اما در این میان شماری از کاربران صادق شبکههای اجتماعی اعتراف کردهاند که دلیل تراشیدن موی سرشان بسته بودن سلمانیها/آرایشگاهها بوده است.
قرنطینه سبب شده تا در کنار مسدود شدن اماکن عمومی، سلمانیها نیز بسته شوند. شاید تا پیش از بحران کرونا، اهمیت کار آرایشگری زیاد محسوس نبود، اما با بسته شدن در آرایشگاهها تازه به این مهم توجه میشود و مردم از سر ناگزیری به سر خود تیغ میکشند. به راستی جامعۀ بدون آرایشگر چهگونه خواهد بود؟ بدون شک زمین تنها شاهد حضور مردان کچل و طاس خواهد بود.
با وجود اینکه بزرگان میگویند: کار کردن عیب نیست، اما گاهی برخی از شغلها از نظر جامعه شغل شریف محسوب نمیشود و کار سلمانها از همین جنس کارها تعریف شده است. وقتی به یک آرایشگر مردانه سلمان خطاب شود، ناخودآگاه هر دو طرف آن را توهین تلقی میکنند. در اکثر موارد به سلمانها، دلاک میگویند. فرهنگ دهخدا دلاک را چنین معنا کرده است: تن مالنده، آنکه در حمام تن را مالش دهد، آنکه در حمام اندام مردم را بمالد و کسیه کشد، سر تراش».
دلاکی/آرایشگری در دربارها
پادشاهان و امپرطوران گذشته برای اینکه همیشه تمیز و خوشسیما به نظر آیند، دلاکان/آرایشگران ویژه با جایگاهی ارزشمند داشتند. گرچند این افراد کارشان کیسهکشی و اصلاح موی بود، اما از آنجایی که نقش زیادی در زیبایی ظاهری پادشاه بازی میکردند، دارای مقام و منزلت در میان درباریان بودند. یکی دیگر از دلایلی که دلاکان جایگاه نسبتاً ویژهیی داشتند، این بود که ارتباط نزدیک با پادشاه داشتند و خصوصیترین کارهای پادشاه را انجام میدادند. با آن هم سایر درباریان که از جایگاه نسبتاً خوبی برخوردار بودند، دلاکان در نظرشان افرادی دونمایه بودند.
با وجود اینکه اکنون زندهگی درباری کم کم از مُد رفته است، اما هنوز هم افراد ثروتمند دلاکانی را برای شستوشویشان استخدام میکنند. همچنان در حمامهای عمومی نیز افرادی به شغل دلاکی یا همان سلمانی مصروف اند.
دلاکی/آرایشگری در جامعۀ امروزی
پس از آن که زندهگی درباری در جامعه از میان رفت و علم پیشرفت کرد، دیدگاه مردم نسبت به شغلهای مختلف نیز تغییر کرد. البته در جوامع سنتی مانند افغانستان هنوز هم افراد به اقشار مختلف تقسیمبندی میشوند و دیدگاه مردم نیز به این اقشار متفاوت است.
این حرف را گفتم زیرا با دو نفر که در گذشته مصروف شغل سلمانی بودند و البته عاید نسبتاً خوبی هم داشتند، آشنایم. این دو نفر از اقوام ما بودند. یکی از این دو نفر در خانوادۀ تحصیل کرده با منزلت اجتماعی بالایی زندهگی میکرد. او چند سالی درس خواند اما به دلایل گوناگون که من نمیدانم، ترک تحصیل کرد. پس از ترک تحصیل خانواده چندان روی خوشی بر او نشان نداد. او برای اینکه استقلال مالی پیدا کند، شاگرد سلمانی شد. به دلیل استعداد و مهارت خوبی که در این شغل داشت، به زودی مغازۀ مستقلی باز کرد و مشتریان زیادی نیز جذب کرد. اما طعنه و حرفهای زشت اطرافیان و اقوام سبب شد تا پیشۀ سلمانی را ترک کند و به ایران برود و این شغل شریف را آنجا ادامه بدهد.

شخص دومی نیز سلمان بود و در سالهای 2003 و 2004 که ما در پاکستان زندهگی میکردیم، او را به نام رحمتالله سلمان میشناختند. رحمت در سلمانی دست بالایی داشت و از شغلاش راضی بود، اما سرنوشت طوری دیگری رقم خورد و رحمت برای همیشه نه تنها که سلمانی بلکه دنیا را ترک کرد.
رحمت که عاشق دختری از تبار بیگانه بود، بارها اقدام به خواستگاری کرد، اما فامیل دختر تن به این وصلت ندادند. دختری که رحمت عاشقش بود، از فامیل بزرگ و سرشناس بود. برادر دختر عضو شورای ولایتی کویته بود و پدرش نیز تاجر ثروتمندی بود. در نخست فاصلۀ اجتماعی و در قدم بعدی شغل رحمت سبب شد تا هرگز به عشقاش نرسد. پس از گذشت چند ماه از این موضوع، خبر مرگ رحمت رسید. خانوادۀ رحمت میگفتند که او سکته کرده است.
این دو نمونۀ زنده از دو سلمان است که خودم شاهدش بودم. با آنکه هر دو نفر افراد حرفهیی و شریف بودند، اما هرگز چنان که باید در جامعه زندهگی می کردند و احترام میشدند، نشدند.
ازدواج در میان سلمانها/آرایشگرها
شاید تاکنون با سلمانهایی برخورده باشید که پدر و پدربزرگشان نیز سلمان بودهاند و این شغل را از آنها به ارث برده باشند. همانطوری در بالا گفتم، سلمانی یا دلاکی از دیدگاه جامعه شغل شریفی نیست و به گونۀ تحقیرآمیز به آن دیده میشود. از این رو اکثر کسانی که مصروف این پیشه اند، آن را به ارث بردهاند.
ازدواج در میان این افراد نیز میان خانوادهها صورت میگیرد، طوری که مجبورند با دختری از خانوادۀ خودشان ازدواج کنند، زیرا دیگران کمتر حاضر میشوند به سلمانها دختر بدهند. البته این رسم در روستاها بیشتر معمول است. در شهرها شغل سلمانی اکنون شکل پیشرفتهتری به خود گرفته است. سلمانها شغلشان فقط تراشیدن و اصلاح موی نیست، بلکه آرایش صورت و بدن نیز به آن اضافه شده است.
سلمانهایی که در شهرها زندهگی میکنند، از جایگاه نسبتاً خوبی برخوردارند و مجبور نیستند بهخاطر شغلشان بار ملامت و تحقیر جامعه را به دوش بکشند، زیرا نیاز جمعیت شهری به سلمانها بیشتر از روستاها حس میشود.
البته این دیدگاه و باور در بین آرایشگاهها که مربوط زنان میشود، نیز معمول است. وقتی حرف از آرایشگر به میان میآید یا کسی بخواهد در مورد آرایشگر صحبت کند، با نیشخند و توهین همراه است.
تا به امروز شاید هیچکسی حتی تصور هم نمیکرد که اگر روزی فعالیت سلمانیها و آرایشگاهها متوقف شود، چه اتفاقی میافتد. تا به امروز فرصت مهیا نشده بود کمبود سلمان و آرایشگر حس شود، اما حالا که دنیا در قرنطینه است، احساس میشود که هر کس و هر شغل در جامعه جایگاه خاص خودش را دارد. همانطوری که یک جامعه بدون داکتر و انجینیر یا پولیس تکمیل نیست، بدون سلمان و آرایشگر نیز کامل نیست.
مریم مهتر





