صدای گریه و شیون کودکانی که مادران‌شان را از دست داده‌اند، فضای بیمارستان را پر کرده است. کودکانی که بی‌قرار مادران‌شان اند و شاید تنها برای چند لحظه‌یی مادر داشته‌اند. معمولاً زمانی‌ که کودکی تازه به دنیا می‌آید او را به آغوش مادرش می‌سپارند تا رابطۀ عاطفی میان مادر و کودک برقرار شود، اما در شفاخانۀ صد بستر دشت برچی، شماری از مادران یک‌جا با کودکان‌شان سلاخی و شمار دیگر فرزند و مادر شدند.

ثریا، زنی که دو سال از ازدواجش گذشته و آخرین روزهای حملش را سپری می‌کند و هم‌چنان بی‌صبرانه منتظر تولد نخستین فرزندش. روز موعود فرا می‌رسد و دخترش در شفاخانۀ صد بستر دشت برچی به دنیا می‌آید، به همۀ اعضای خانواده خبر رسیده که ثریا صاحب فرزند دختر شده است. ناگهان صدای گلوله فضای شفاخانه را پر می‌کند. وحشت بر همه جا سایه می‌افگند. نالۀ کودکان تازه به دنیا آمده، فریاد مادران تازه فارغ شده از درد زایمان و صدای گلوله که با هم یک‌جا شده است. ثریا با ترس درخواست کمک می‌کند، اما ظاهراً همه در یک حالت قرار دارند و فریادرسی وجود ندارد. با خواهرش سمیه تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد تا هرچه زودتر خودش را به شفاخانه برساند. خواهرش سمیه که حالا با چشمان اشک‌بار از آخرین صحبت‌اش با ثریا حرف می‌زند می‌گوید، در حال صحبت بوده‌اند که صدای شکلیک از آن‌سوی خط تماس به گوش‌اش رسید و به دنبال آن فریاد ثریا.

سمیه می‌گوید، پس از این واقعه تلفن ثریا خاموش شد و با تماس‌های پی‌هم موفق نشدند از وضعیت وی خبری داشته باشند. پس از گذشت چندین ساعت و با مراجعه به شفاخانه‌های متعدد از تلفن ثریا به آن‌ها زنگ زده می‌شود. تماسی که مرگ ثریا را در خودش دارد.

سمیه هر چند نمی‌تواند درست صحبت کند، اما با گریه می‌گوید، جنازۀ ثریا قابل شناسایی نبوده و فقط توانسته‌اند از طریق حلقۀ ازدواجش او را شناسایی کنند. دختر ثریا که لحظات کمی با مادرش بوده است اکنون آرامشی ندارد و فقط گریه می‌کند.

کودکان و مادرانی که از این حمله جان سالم به در برده اند اکنون به شفاخانۀ اطفال آتاترک منتقل شده اند. جنت‌گل عسکرزاده، سرطبیب شفاخانۀ اطفال آتاترک می‌گوید، 20 کودک به این شفاخانه آورده شده است که از این میان تنها مادر پنج تن آنان زنده است و متباقی همه کشته شده‌اند.

پرستاران شفاخانۀ اتاترک نیز می‌گویند که از میان 20 کودک منتقل شده به این شفاخانه، تنها 5 تن از مادران این کودکان زنده مانده‌اند و از اقارب 12 کودک دیگر خبری نیست.

حبیبه یکی دیگر از پرستاران می‌گوید، در مدت 15 سال کار پرستاری این نخسین‌بار است که با چنین واقعۀ مواجه شده است.

عزیزه کرمانی، بانویی که برای دادن شیر به کودکان بی‌مادر به شفاخانۀ اتاترک آمده است، با چشمان اشک‌بار می‌گوید: برای انتقال حس مادرانه این کودکان را به آغوش می‌گیرم تا آنان در نخستین روز زنده‌گی‌شان حس بی‌مادری نکنند.

بانو کرمانی می‌گوید، جنایتی که در برابر کودکان تازه متولد شده به وقوع پیوست در هیچ دین و آیینی نیامده است و هیچ کیشی به آن مهر تأیید نزده است.

حمیده مددی

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام