
در میان وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون کاملترین و جذابترین رسانهیی است که مخاطبانش طیفی گستردهی از افراد جامعه را در بر میگیرد؛ زیرا تلویزیون به دلیل استفاده از فنآوریهای ویژه میتواند مطالب نزدیکتر و واقعیتر با زندگی مخاطبان ارایه کند. گستردگی حوزهی نفوذ تلویزیون، این رسانه را به وسیلهیی برای توسعه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبدیل کرده است. تلویزیون به دلیل داشتن مخاطبان گسترده از ردههای مختلف سنی، میتواند رسالت مهمی در جهتدهی افکار عمومی، شخصیتسازی کودکان و نوجوانان داشته باشد.
تلویزیون با قابلیتهای فنییی که دارد، میتواند اطلاعات جامعی را همزمان در قالب صدا و تصویر به مخاطب ارایه کند. به همین دلیل این رسانه به یک وسیلهی مطلوب برای افراد تبدیل شده است، تا آنجایی که بسیاری از افراد به ویژه کودکان بیشترین وقت خود را پای تلویزیون و تماشای برنامههای تلویزیونی میگذرانند. در افغانستان اما، به دلیل کمبود فضای تفریحی مناسب برای شهروندان و به ویژه کودکان، تلویزیون جایگاه ویژه دارد؛ زیرا اکثر مردم بیشترین وقت خود را به تماشای برنامههای تلویزیونی میگذرانند. سرمایه گذاران بخش خصوصی با آگاهی از این موضوع اقدام به راه اندازی شبکههای تلویزیون کرده اند، تا جایی که اکنون بیش از 50 شبکه تلویزیونی خصوصی در کنار تلویزیون دولتی در سراسر کشور فعال است.
تلویزیونهای دولتی از زمان تاسیس تاکنون تغییرات زیادی را در نحوه تولید و ارایه برنامههای خود به میان نیاورده است، به همین دلیل مخاطبان زیادی نیز ندارد؛ اما تلویزیونهای خصوصی به ویژه تلویزیونهای با رویکرد تجاری اکثر مخاطبان را از آن خود کرده است. افزایش رسانههای دیداری به لحاظ کمیت سبب افت کیفیت و بیبرنامهگی در این رسانهها شده است تا جایی که اکثر این رسانهها تنها به پخش سریالهای خارجی یا برنامههای شبیه بهم اکتفا میکنند.

توجه صاحبان و دستاندرکاران اکثر این تلویزیونها بیشتر به بُعد اقتصادی و سودآوری تلویزیون متمرکز است، تا کارکردهای آموزشی آن. دست اندرکاران و صاحبان این تلویزیونها فراموش کرده اند که آنها مسوولیت دارند جدا از نمایش سریالهای خارجی، برنامههای آموزشی نیز تولید کنند تا ارزشهای اخلاقی و فرهنگی را در کشور تقویت کنند. زیرا یکی از مقولههایی که تلویزیون در شکل دهی آن نقش مهمی دارد، شناخت افراد، به ویژه کودکان از خود، دیگران و محیط پیرامون خود است، کاهش آسیبهای اجتماعی و بالابردن روحیه افراد جامعه از دیگر بخشهایی است که تلویزیون در آن نقش دارد. تلویزیون وسیلهیی است که میتواند آگاهی و شناخت را در کودکان افزایش داده و کودکان را از مسایل خودشناسی، شیوهی زندگی، آداب معاشرت، رفتار و… آگاه کند. آگاهیهایی را که کودکان از طریق تلویزیون دریافت میکنند بهتر در ذهن کودک جا میافتد؛ زیرا این نوع آگاهیها غیر مستقیم و غیر آمرانه است.
علاوه بر این رسانهها در مجموع و تلویزیون به ویژه نقش و مسوولیت ترویج و نهادینه سازی زبان معیار را در جامعه دارد. واژههایی که در برنامههای تلویزیونی بهکار میرود میتواند برای افراد جامعه الگو باشد، به همین دلیل بهتر است در برنامههای تلویزیونی از واژههایی معیاری استفاده شود تا زبان معیار در جامعه نهادینه شود. اگر نگاهی دقیق به برنامههای تلویزیونها بیاندازیم و آنها را دقیق بررسی کنیم، به این نتیجه میرسیم که بسیاری از برنامههای تلویزیونی نهتنها زبان معیار را رعایت نمیکنند که حتا برخی از سریالها و فیلمهای خارجی رفتارهای نابهنجار را در جامعه ترویج میکند. نمایش چنین برنامههایی به جز هدر دادن وقت و سرگرمی منفعت مشخصی برای تماشاگران ندارد، در صورتیکه برنامههای تلویزیونی باید طوری تولید شوند که علاوه بر سرگرمی سطح اطلاعات بینندگان را نیز بالا برده و رفتارهای نابهنجار را اصلاح کنند. به همین دلیل لازم است تا دستاندرکاران و تولیدکنندگان برنامههای تلویزیونی به این مهم توجه کرده و در کنار برنامههای تفریحی و سرگرمکننده، برنامههای آموزنده نیز تولید کنند.
تحقق این امر زمانی ممکن است که صاحبان و دستاندرکاران تلویزیون از افراد متخصص در زمینه رسانه، فرهنگ و جامعه بهره بگیرند؛ تا از یک سو برنامههای تولیدی مطابق نیاز مخاطب باشد و از سوی دیگر الگوهای رفتاری درست جایگزین رفتارهای نابهنجار شود.





