ترویج موسیقی روضه‌خوانی ایران در افغانستان

با این که سال‌ها است جوانان کابلی با موسیقی پاپ ایرانی دم‌خوری دارند و شماری از آوازخوانان ایرانی را می‌شناسند، اما تقریباً پس از مرگ نابه‌هنگام «مرتضا پاشایی» خوانندۀ گمنام پاپ بود که گرایش به موسیقی نوحه‌سرای ایرانی در میان جوانان دوازده تا بیست ساله شایع شد.

دختر ـ پسرهای طبقۀ متوسط شهری در کابل، گرایش به موسیقی پاپ ایرانی به خصوص سبک روضه‌خوانی را یک موهبت می‌دانند که نصیب هرکس نمی‌شود. امروزه کمتر جوانی را می‌توان یافت که در کامپیوتر یا گوشی مبایلش آهنگی از آوازخوانان پاپ ایرانی را نداشته باشد. در فضای مجازی نیز به خوبی می‌توان علاقه‌مندی جوانان به سبک روضه‌خوانی را مشاهده کرد. بیشتر آهنگ‌های ایرانی‌یی که به اشتراک گذاشته می‌شوند، ریتمی غمگین و اشک‌آور دارند و مخاطب را به فضایی رمانتیک و غم‌زده می‌کشانند. اما آیا تمامی آن‌چه که ما به عنوان «موسیقی ایرانی» می‌شناسیم، صرفاً همین پاپ روضه‌خوان است و بس؟ چرا این سبک موسیقی در میان جوانان افغانستان محبوبیت دارد؟

غم از عناصر اساسی در موسیقی ایرانی است. این مفهوم در تاریخ موسیقی ایران پیشینۀ دراز دارد و مذهب خاستگاه اصلی آن است. هنر موسیقی در ایران نه خواسته و نه توانسته تا هژمونی این غم مذهبی را از تن خود جدا سازد. پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 شمسی، موسیقی نیز همانند سایر عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، زیرورو شد و رنگ و بوی به شدت مذهبی به خود گرفت.

پس از مدتی دستگاه حاکم، هرگونه آهنگ مطنطن رقص‌آور را خلاف شرع و عرف ایرانی ـ اسلامی خواند و از چرخۀ ساخت و ثبت و نشر خارج ساخت. در این شرایط بسیاری از آهنگ‌سازها برای آن که موردِ‌ پذیرش دستگاه حاکم قرار گیرند، تلاش کردند تا فرآورده‌های‌شان فضایی غم‌آلود و اندوه‌بار داشته باشد.

موسیقی پاپ ایران که در ذات خود پُر پرش و رقصنده است، نمی‌توانست خود را از این بحران دور نگه دارد. در اندک زمانی، موجی از نوحه‌سرایی و روضه‌خوانی به بدنۀ موسیقی پاپ ایران نفوذ کرد. البته اگر به دورۀ طلایی موسیقی پاپ ایران در دهۀ پنجاه خورشیدی نگاهی اندازیم، بازهم می‌توانیم رگه‌هایی از روح عزاداری را بیابیم. اما تقریباً در همین ده دوازده سال اخیر است که این طور با تولید انبوهی از نوحه‌سرایی‌ها و روضه‌خوانی‌ها در موسیقی پاپ ایرانی روبه‌روییم.

مضاعف بر غمِ تاریخی نهفته در بطن موسیقی ایران، موزیسین‌های پاپ امروز باید کاری کنند که غم‌زده‌گی به اوج خود برسد؛ در غیر آن اجازۀ کار و تولید ندارند. به همین دلیل، آن فُرم‌ها و غالب‌هایی که توانایی یدک کشیدن بیشترِ غم و اندوه را داشته باشند، در بازار پخش و نشر میدان بزرگی برای مانور دارند.

جوانان نیز به دلایل گوناگون با این سبک موسیقی هم‌ذات‌پنداری می‌کنند و با لذت تمام به آن گوش می‌دهند. شاید افسرده‌گی و پوچی روزافزون جوانان در ایران و افغانستان یکی از دلایل گرایش آن‌ها به سبک روضه‌خوانی باشد. ترانه‌های سبک روضه‌خوانی اغلب از جدایی و درمانده‌گی و تنهایی و سیاهی حکایت دارند. سال‌ها جنگ و درگیری و انتحار و انفجار، خلق و خوی شهروندان افغانستان را به سمت غم‌زده‌گی و سیاه‌بختی کشانده است. شادی در بستر گریه و زاری دفن شده و خاطرۀ جمعی شهروندان را غم‌بار ساخته است. ریتم‌های سوزناک، ترانه‌های خسته اما در مواردی به کمکِ موسیقی شاد و رقصان پخش می‌شوند.

از سوی دیگر در چهارده سال گذشته که رابطۀ دختر و پسر در جامعۀ افغانستان وارد فاز تازه‌یی شده، موسیقی پاپ نوحه‌سرای ایران در تشدید و تصعید تب داغ عشق و عاشقی بسیار مؤثر بوده است. جوانان در تنهایی‌ها و شکست‌های عشقی‌شان به این آهنگ‌ها گوش می‌دهند و از آن لذت می‌برند.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام