بامیان؛ جایی بیرون از جغرافیای افغانستان

ترسِ جلریز

به بهانۀ هفتمین جشنوارۀ راه ابریشم، حوالی ساعت چهار صبح روز یک‌شنبه (1 سنبله/شهریور)، چهار نفری کابل را به قصد بامیان ترک می‌کنیم. ترس و واهمه همه را فراگرفته است. همراهانم همزمان با حرکت کردن موتر، زیر لب دعاهایی را زمزمه می‌کنند. همه نگران هستیم.

راننده به ما اطمینان می‌دهد که وضعیت امنیتی این روزها در شاهراه کابل ـ بامیان بهتر است، اما این چیزی از نگرانی ما نمی‌کاهد. همین چند مدت پیش بود که فاجعه‌یی در جلریز اتفاق افتاد و حتا فکر این‌که قرار است از همین مسیر به بامیان برویم، آدم را کلافه می‌کند.

از میدان شهر، مرکز ولایت میدان‌وردک که می‌گذریم، تقریباً در هر صد متری، پاسگاهی ایجاد کرده اند. وجود این همه پاسگاه، بر ترس مسافران می‌افزاید. این پاسگاه‌ها نشان می‌دهند که وضعیت امنیتی عادی نیست. راننده به ما می‌گوید که این جا مناطق زیر ادارۀ طالبان است و پاسگاه‌هایی هم که ایجاد شده اند، تنها وظیفۀ‌شان تأمین امنیت جاده است و در اطراف شاهراه با طالبان کاری ندارند. به گفتۀ او، طالبان آزادانه میان روستاها گشت‌وگذار و فعالیت می‌کنند.

پیش از پیش به راننده می‌گویم که جلریز را به ما نشان بدهد. با رسیدن به جلریز، ترس‌مان بیشتر می‌شود. راننده پاسگاهی را نشان می‌دهد که در حملۀ چندی پیش طالبان، حتا یک سرباز از آن زنده بیرون نیامده بود. این پاسگاه معروف به پاسگاه «سرِ پل هوایی» است.

از میدان‌شهر تا روستای سرچشمه در ولسوالی جلریز، راه زیادی نیست. حدود 15 دقیقه را در بر می‌گیرد. اما این مسیر کوتاه، زنده‌گی را بر عابران تلخ می‌کند. به سرچشمه که می‌رسیم، نفس راحتی می‌کشیم و راننده با اطمینان می‌گوید که پس از این دیگر خطری وجود ندارد.

از سرچشمه تا ورودی شهر بامیان، هیچ پاسگاهی نیست و مسافران نیز با خیال راحت سفر می‌کنند.

پای کوتل «حاجی‌گگ»، وارد خیابانی خام می‌شویم و از آن جا تا پای درۀ «کالو»ی بامیان، مسیر خام است. از کوتل «حاجی‌گگ» که می‌گذریم، وارد درۀ «کالو»ی بامیان می‌شویم، دره‌یی سرسبز با دریاچه‌یی که با شتاب مسیر دره را می‌پیماید.

من و یکی از همسفرانم، برای نخستین بار است که به بامیان سفر می‌کنیم. در مسیر دره، چندباری از موتر پیاده می‌شویم و با فریادزدن‌های پیاپی، ترس را پشت سر می‌گذاریم.

سفرِ زمینی به بامیان، دو راه دارد؛ مسیر پروان – بامیان که از ولسوالی سیاه‌گرد پروان می‌گذرد و گفته می‌شود امنیت به مراتب خطرناک‌تر از جلریز دارد و مسیر میدان‌وردک ـ بامیان که از راه ولسوالی جلریز می‌گذرد.

تنها یک شرکت هوایی به میدان هوایی کوچک بامیان پرواز می‌کند که به گفتۀ مسافران، هواپیمای این شرکت کهنه و فرسوده است و قیمت تکت دو طرفۀ آن نیز از توانایی خانواده‌های سطح متوسط بالاست.

 

جایی بیرون از جغرافیای افغانستان

 

بازرسی دقیق پولیس بامیان در ورودی شهر، می‌رساند که نیروهای امنیتی تدابیر ویژه‌یی را برای تأمین امنیت در نظر گرفته اند، اما آرامشی در بامیان حکم فرماست، که احساس می‌کنی بامیان جایی در بیرون از جغرافیای افغانستان است.

شهر بامیان نقطۀ تلاقی چندین درۀ سرسبز است. دره‌های اطراف شهر بامیان نیز هرکدام دارای مناظر ویژۀ طبیعی است که توجه جهانگردان را به خود جلب می‌کنند.

افرادی که از ولایت‌ها و شهرهای دیگر افغانستان به بامیان آمده بودند، همه‌گی آرزو می‌کردند تمام افغانستان مانند بامیان باشد.

با رسیدن به شهر بامیان، به سختی اتاقی را در یکی از هوتل‌های درون شهر اجاره می‌کنیم و در قالب گروهی هشت نفره، به سوی «بودا» می‌شتابیم. جای خالی دو پیکرۀ بزرگ بودا، سلسال و شمامه، و فکر کردن دربارۀ این‌که چه عظمتی درون این صخره‌ها نهفته است، هر بینندۀ تازه‌واردی را حیرت‌زده می‌کند.

اطراف پیکرۀ سلسال را به دلیل ترس از تخریب و آسیب دیدن بسته اند و کسی اجازه ندارد داخل مغاره‌های اطراف آن بشود. اما پیکر تکه‌تکۀ شمامه، بیننده‌گانش را با آغوش باز می‌پذیرد.

دو جشنوارۀ همزمان

بامیان در پنج روز، همزمان میزبان هزاران نفر به مناسبت جشنوارۀ «بامیان؛ پایتخت فرهنگی سارک» و «هفتمین جشنوارۀ راه ابریشم» است. هوتل‌های شهر پر است از مسافرانی که از اطراف افغانستان، به ویژه کابل، به بامیان آمده اند.

صبح روز بعد، مراسم گشایش این دو جشنواره است؛ نشستی با حضور مقام‌های محلی، نماینده‌های مجلس، معین فرهنگی وزارت اطلاعات و فرهنگ و نماینده‌هایی از کشورهای عضو سازمان سارک. در این نشست، برنامه‌های پنج روز آیندۀ این دو جشنواره معرفی می‌شوند.

پس‌ازچاشت همان روز (دوشنبه)، گشایش نمایشگاه «هنری هنرمندان سارک» در مرکز حفظ آثار باستانی بامیان است. عکس‌ها و نقاشی‌هایی از هنرمندان کشورهای عضو سازمان سارک در این‌جا به نمایش گذاشته اند. جای هنرمندان هند و پاکستان در این نمایشگاه خالی بود.

شامگاه روز بعد (سه‌شنبه)، نمایش غذاهای محلی و نمایش سه بعدی پیکره‌های بودا است. هزاران نفر در تاریکی شب، پیش‌روی جای خالی پیکرۀ سلسال صف کشیده بودند و بی‌صبرانه برای دیدن این دو پیکره انتظار می‌کشیدند. شور و هلهلۀ مردم با دیدن پیکره‌های بودا، تمام شهر بامیان را فراگرفته بود.

پس‌ازچاشت روز چهارشنبه، گشایش نمایشگاه صنایع دستی و کنسرت موسیقی در پارک شهر بامیان بود. سحر آرین، حمید سخی‌زاده، آرش بارز، سیدانور آزاد و هنرمندان محلی بامیان در این کنسرت هنرنمایی کردند و با استقبال گرم هزاران نفر روبه‌رو شدند.

روز پنج‌شنبه کنسرتی برای خانواده‌ها در یکی از هوتل‌های شهر بامیان برگزار شد و شامگاه همان روز، کنسرت «همدلی» در پیشگاه بودا برگزار شد. حضور مردم، به ویژه زنان، در این کنسرت بی‌نظیر و در افغانستان بی‌پیشینه بود. کنسرت همدلی البته جزء برنامه‌های از پیش طرح‌ریزی شده نبود و قرار بود در زمان دیگری برگزار شود.

بر بنیاد آمارهای حکومت محلی بامیان، حدود 60 هزار نفر از داخل و خارج افغانستان برای اشتراک در این جشنواره‌ها به بامیان آمده بودند.

 

پارک ملی

 

آخرین روز این جشنواره‌ها (جمعه) در بند امیر، نخستین پارک ملی افغانستان برگزار شد. نمایش بازی‌های محلی و کنسرت موسیقی. اما آن‌چه بیش از پیش برای مردم جذابیت داشت، خود بند امیر بود. بر بنیاد آمارها، بیش از 18 هزار نفر به این بهانه به بند امیر آمده بودند و از تماشای آن لذت بردند.

بند امیر، مجموعه‌یی از شش بند با مناظر زیبا و بی‌نظیر طبیعی در ولسوالی یکاولنگ بامیان واقع شده است.

بند امیر شش سال پیش (1388) از سوی ادارۀ حفاظت از محیط زیست به عنوان نخستین پارک ملی افغانستان نام‌گذاری شد، اما به نظر می‌رسد دولت مرکزی کار قابل توجهی در بند امیر نکرده است. چند تا تابلو از سوی وزارت کشاورزی در قسمت پایینی این بند نصب شده که تصویر فعلی و آن‌چه را که قرار است در آینده بشود، نمایش می‌دهد. تابلوهایی هم نصب شده که مردم را از انداختن زباله در اطراف بند ممانعت می‌کنند و تعداد محدودی از زباله‌دانی‌ها را در جای جای بندها جابه‌جا کرده اند.

جاده‌یی که مرکز بامیان را به بند امیر وصل می‌کند، تا دو راهی‌یی که به سوی مرکز ولسوالی یکاولنگ جدا می‌شود، پخته شده است. حداقل کاری که دولت مرکزی باید برای پارک ملی‌اش انجام می‌داد، پخته کردن جادۀ منتهی به بند امیر و جاده‌های اطراف بندهای آن بود.

جشنواره‌های ابریشم و بامیان، پایتخت فرهنگی سارک با نمایش دوبارۀ پیکره‌های در شامگاه روز جمعه پایان یافت.

گردشگری

بامیان پایتخت سازمان همکاری‌های منطقه‌یی جنوب آسیا (سارک) در سال 2015 شد. اما به نظر می‌رسد دولت افغانستان برنامه و کار قابل توجهی برای انجام دادن در بامیان ندارد. جا داشت که دولت مرکزی، به ویژه وزارت اطلاعات و فرهنگ و ادارۀ گردشگری کشور، توجهی ویژه‌ به رشد صنعت گردشگری در بامیان می‌کرد.

ساختن یک میدان هوایی بین‌المللی، یکی از پیش‌نهادهای جدی مقام‌های محلی و نماینده‌های بامیان در مجلس بود. با توجه به اهمیت بامیان و آثار تاریخی و جلوه‌های طبیعی بی‌شماری که در دل این ولایت نهفته است، ساختن یک میدان هوایی بزرگ، کم‌ترین کاری است که دولت افغانستان باید برای بامیان انجام دهد.

به همان اندازه که بامیان زیباست، مردم آن فقیر و محروم هستند. رشد گردشگری در بامیان، بدون شک تأثیر مثبتی بر وضعیت اقتصادی مردم این ولایت خواهد گذاشت.

بامیان تا پایان سال جاری میلادی، پایتخت فرهنگی سارک است و دولت نباید بیش از این فرصت‌های پیش آمده را از دست دهد. نزدیک به نیمی از سال 2015 بامیان والی نداشت و اکنون که والی جدید این ولایت به کارش آغاز کرده، ادارۀ محلی نیز باید تلاش کند کشورهای عضو سازمان سارک کمک‌ها و توجه بیشتری به بامیان داشته باشند.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام