«سالگرد استقلال» همه‎ساله فرصتی در اختیار ناسیونالیست‎های افغانی قرار می‎دهد تا با تکیه بر روایت جعلیِ تاریخی‎شان به نمایش مسخره‎ی «غرور افغانی» و اکتِ آزادی بپردازند. این نمایش اما «در صدسالگی استقلال» که با کارزار انتخابات ریاست جمهوری هم‌زمان شده، بیشتر از گذشته خشم و انزجار برانگیخته است. سیاست‎بازان ارگ‎نشین که در 5 سال گذشته با دروغ‎پردازی و لاف‎زنی‎های منزجرکننده بر مردم حکومت کردند، «سالگرد استقلال» را فرصتی یافته‎اند که می‎توان با استفاده از آن به تبلیغات دروغ و پوپولیسم فریب‎کارانه دم‎ودامن بیشتری داد.

حکومت ‎پوشالی‎یی که با دیکتۀ جان کری، وزیر امور خارجۀ پیشین ایالات متحد آمریکا روی‎کار آمد، هزینۀ نیروهای امنیتی‌اش را آمریکا می‎پردازد، در تصمیم‎گیری‎های کلان سیاسی به حاشیه رانده شده و آمریکایی‎ها به‎جای آن تصمیم می‎گیرند، به‎گونه‎یی استقلال‎استقلال می‎کند که گویی مستقل‎ترین حکومت دنیا است و جهان باید آزادی‎اش را مدیون او باشد! پُررویی و لافِ گزاف هم که حدی دارد مگر نه؟

می‎خواهند باور کنیم که در جریان این همه سال – که برده و مزدور بیگانگان بوده‎ایم – درواقع در استقلال و آزاده‌گی زندگی کرده‎ایم و باید شکرگزار باشیم که چنین نعمت بزرگی نصیب‎‎مان شده است! توهم احمقانه‎یی در این حد واقعن شگفت‎آور است. شاید هم شگفت‎آور نباشد، در تاریخِ جعلی ناسیونالیسم افغانی شگفتی‎های بی‎شماری یافت می‎شود و بنابراین می‎توان مدعی شد که ما «ملت» استثنایی و شگفت‎آوریم!

یکی از شگفتی‎های ما جنگ‎جویی و «غرور ملی»مان بوده است که هرگز حاضر به معامله روی آن نیستیم. ما همیشه «ملت» غازی، جنگ‎جو و حماسه‎آفرین بوده‎ایم و از سازش و مصلحت خوش‎مان نیامده است. همیشه بهانه‎یی برای جنگیدن یافته‎ایم. یا اشغالگران این‎جا بوده‎اند که ما سرمان را با آن‎ها گرم کرده‎ایم، یا اگر آنان نبوده‎اند با خودمان درگیر شده‎ایم. جنگ و آدم‎کشی مصروفیت همیشگی ما بوده است. کی می‎تواند مدعی شود که این یکی از ویژه‌گی‎های شگفت‎آور ما نیست؟

درحالی‎که اکت بیگانه‎ستیزی، «جنگ علیه کفار» و «استرداد استقلال» ما غلیظ‎‎تر از دیگران است، مزدورتر و وابسته‎تر از بقیه تشریف داریم. آن‎هایی که این‎همه هیاهوی استقلال و آزادی به‎پا کرده‎اند، شب‎وروز نگران این هستند که دونالد ترامپ، رئیس جمهور دیوانۀ آمریکا چه سرنوشتی برای آنان می‎نویسد. بااین‎حال، آن‎ها هرگز از این ادعای خسته‎کنندۀ دروغین خسته نمی‎شوند که «افغانستان کشور مستقل است» و کسی را یارای عبور از این خط سرخ نیست!

«سالگرد استقلال» به نمایش دروغینی بدل شده است که پیامدهای‎اش ویرانگرتر از آنی است که به دیده می‎آید. بدترین پیامد این نمایش بازتولید دروغ است؛ دروغی که سال‎ها است به‎عنوان واقعیت ساده و بدیهی پذیرفته شده و تأمل شک‎برانگیزانۀ کمی – در سطح شماری از روشنفکران – در مورد آن صورت گرفته است. ناسیونالیسم افغانی به حدی ما را کروکور کرده است که حتی دوست نداریم بدانیم چقدر وابسته و مزدور بیگانگان هستیم.

نمایش «سالگرد استقلال» از همه اولتر خرد جمعی مردم را هدف می‎گیرد و مانعی در برابر اندیشۀ انتقادی می‎شود. این نمایش مردم را ذوق‎زدۀ چیزی می‎کند که اصلن وجود ندارد. درواقع کارکرد اصلی نمایش این است که با رویکرد زیبایی‎شناسانه و ریتوریک سعی می‎کند شما را قانع کند علیه خرد خودتان قیام کنید. نمایش تمرکز را از شما می‎رباید و می‎شوید بردۀ تام‎وتمام دیدن. اما نمایش تفنن محض نیست که مصروفیتی بیش نباشد. پشتِ هر تفننی ایدئولوژی ویرانگری خوابیده است، و کارکرد اصلی آن ایدئولوژی شیوع بیماری سرگرمی است. نمایش یکی‎ پی دیگر می‎آید و شما را سرگرم خودش می‎کند. در گیرودار این سرگرمی شما فراموش می‎کنید که کار مهم‎تر دیگری برای انجام‎دادن دارید: شک‎کردن بر ایده‎های بدیهی و پروبلماتیزه‎کردن تعریف‎های پذیرفته‎شده‎ از چیزها و مفاهیم.

تا زمانی که ایدئولوژی نمایشِ «صدسالگی استقلال» را به نقد نکشیم، نمی‎توانیم خودمان را از زیر بار بردگی به ناسیونالیسم افغانی بیرون کنیم. باید از سرگرمی «جشن صدسالگی استقلال» فرار کنیم و به‎جایش مفهوم استقلال و کارکرد استقلال‎بازان را به چالش بکشیم. این تنها روشی‌ست که می‎تواند ما را از باتلاق نمایش ویرانگرِ استقلال‎زدگی بیرون کند. برخورد انتقادی و رادیکال به مفهوم استقلال و به‎چالش‎کشیدن کارزار دروغین استقلال‎بازان، راه را برای خوانش واقعی از استقلال و استقلال‎خواهی می‎گشاید.

به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

این مطلب در آرشیو سلام وطندار ذخیره شده است.

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

فیسبوک

توییتر

تلگرام