همانطور که پیشبینی شده بود، حضور جنرال دوستم درعملیات تصفیهیی ولایت فاریاب، سبب تثبیت نسبی حاکمیت دولتی در آن ولایت شد. جنرال دوستم با بسیج مردم و هوادارانش و حمایت از عملیات نیروهای امنیتی، به سلطۀ طالبان در بخشهای مهم ولایت فاریاب پایان داد. طالبان به کمک جنگجویان محلی طرفدارشان، توانسته بودند بخشهای مهم ولایت فاریاب، از جمله قیصار و المار را به کنترل خود درآورند. جنگجویان طالبان حتا در روستاهای نزدیک میمنه نیز سنگر گرفته بودند. در آن روزها همه از سقوط میمنه نگران بودند. تصور میشد که فاریاب به کلی سقوط میکند و بساط حاکمیت دولتی در آن سامان برچیده میشود.
گروه طالبان یک خط اکمالاتی امن نیز برای خودشان در فاریاب درست کرده بودند. از طریق راههای دشوارگذر، هلمند را به بخشهایی از ولایت غور وصل کرده بودند. این گروه غورماچ را به کانون فعالیتهایش بدل کرده بود. آنها بالامرغاب را نیز در کنترول داشتند و از آن طریق خودشان را به قیصار و المار میرساندند.
هدف راهبردی طالبان این بود که هلمند را به مرزهای جمهوری ترکمنستان وصل میکنند. حضور نیرومند طالبان در غورماچ، بالامرغاب، قیصار و المار، این امکان را به آنان فراهم میکرد تا به مرزهای جنوبی ترکمنستان دسترسی داشته باشند. اگر هلمند به جمهوری ترکمنستان وصل میشد، طالبان مسیر جدیدی برای قاچاق موادمخدر و قاچاق اسلحه پیدا میکردند. هم چنان اگر روزی برخی از فرماندهان طالبان تصمیم به گسترش جنگ به آسیای میانه میگرفتند، حضور در مرزهای ترکمنستان آنان را به سادهگی به این هدف میرساند.
به نظر میرسد که عوامل نفوذی گروه داعش در درون طالبان نیز تلاش میکنند تا حضور جنگجویان طالب را در نزدیکیهای مرزهای آسیای میانه تحکیم کنند و در مرحلۀ بعدی، وفاداریشان را به ابوبکر البغدادی علنی سازند. حضور در مرزهای ترکمنستان و دیگر ولایتهای هممرز با جمهوریهای آسیای میانه، سود کلان دیگری نیز برای طالبان دارد. وقتی طالبان در مرزهای این کشورها حضور داشته باشند، میتوانند به سادهگی از کشورهای چون ازبکستان و ترکمنستان باج بگیرند. باجگیری از این کشورها خزانۀ طالبان را تقویت خواهد کرد. همچنان حضور در مرزهای ترکمنستان سبب میشود که طالبان به سادهگی با مافیای قاچاق اسحله معامله کنند و جنگافزار لازم را به دست آورند.
اگر عملیات نیروهای امنیتی و حضور جنرال دوستم در ساحه نمیبود، طالبان میتوانستند فاریاب را به کانون فعالیتهای خود در شمال بدل سازند. طالبان میتوانستند به سادهگی فاریاب را از راه هملند اکمالات کنند و حضور خود را در آن پایدار سازند. حضور طالبان در ولایتی مثل کندز، نمیتواند زیاد پایدار باشد، به دلیل این که ولایت کندز، از لحاظ جغرافیایی از مرز پاکستان بسیار دور افتاده است. به همین دلیل طالبان نمیتوانند حضور خود را در آن زیاد تحکیم ببخشند. اما فاریاب به دلیل این که میتواند به هلمند وصل شود، برای طالبان اهمیتی کلیدی و استراتیژیک داشت.
حالا به دلیل عملیات نیروهای امنیتی و پشتیبانی سیاسی و اجتماعی جنرال دوستم از این عملیات، حضور طالبان در این ولایت بسیار تضعیف شده است. به نظر میرسد که فاریاب کاملاً از خطر سقوط نجات یافته و دیگر مرکز و مرزهای این ولایت با ترکمنستان در معرض تهدید جدی قرار ندارد. حالا بر نیروهای امنیتی است تا کنترل و نظارتی جدی بر غورماچ و بالامرغاب اعمال کنند. مدیریت این مناطق، سبب میشود که طالبان نتوانند دوباره به فاریاب برگردند. علاوه بر این، نیروهای امنیتی مستقر در ولایت هلمند نیز باید ابتکار به خرج داده و مراکز طالبان در آن ولایت را زیر فشار بگیرند. سقوط موسیقلعه در هلمند خبر خوشی به نیروهای امنیتی کشور نبود. حال که دوباره این ولسوالی به دست نیروهای امنیتی افتاده باید این نیروها برای پاکسازی کامل گروه طالبان از این ولسوالی بسیج شوند. روشن است که طالبانی که از فاریاب رانده شده اند، دوباره به ولایت هلمند برگشته اند تا فشار بیشتری بر نیروهای امنیتی در آن ولایت اعمال کنند.
نیروهای امنیتی در سال جاری قربانیهای زیادی دادند و از بخشهای مختلف کشور حفاظت کردند. مردم افغانستان همیشه مدیون جانفشانیهای آنان خواهند بود، اما حال وقت آن رسیده است تا در ولایتهایی که حضور طالبان چشمگیر است، فشارهای بیشتری به این گروه اعمال شود.
برای بیمه کردن امنیت فاریاب علاوه بر اقداماتی که در بالا ذکر شد، نیاز است تا حکومت گامهای مهمی در راستای بازسازی آن ولایت بردارد. وزارت توسعۀ روستاها باید در قیصار و المار طرحهای جدیدی را روی دست گیرد. وزارت معارف باید مکتبهای این مناطق را بازسازی کند؛ و ادارۀ ارگانهای محل باید مقامهایی را در فاریاب بگمارد که بتوانند پشتیبانی مردم را جلب کنند.
جنرال دوستم و حزب جنبش ملی که فاریاب زیر نفوذشان قرار دارد، باید در مناطق آسیبپذیر این ولایت، شبکههای مردمی ایجاد کنند تا همیشه میان مردم و نیروهای امنیتی روابط برقرار باشد. این شبکهها باید هر نوع فعالیتهای ضد دولتی را به نیروهای امنیتی گزارش دهند.





